خواله رسنۍTwitterFacebookPinterestGoogle+

شعردزدی را دیده بودم،اما تاریخ دزدی را نی! سیستان، بلوچستان نیست   

!کاندید اکادمیسین سیستانی                           

امروز تاريخ نگاری، ديگر خاطره نگاری یا ثبت حکایات  بزرگان خانواده در شبهای دراز زمستان  نيست، بلکه بخشی از علوم اجتماعی بمنظور کشف حقایق گذشته متکی بر اسناد ومدارک وتحلیل دقیق رخدادها وحوادثی است که درگذشته رخ داده وانسانها خواهان فهمیدن حقیقت آن حوادث استند. 

هرکسی که میخواهد یک موضوع تاریخی را مطرح سازد، می باید آن را برمبنای اسناد ومدارک ارائه  کند، بدون نشان دادن مدارک ،نمیتوان خواننده را  به قبول روایت خود قانع کرد. مدارک وشواهد تاریخی عبارتند ازکتب و رسايل ومقالات چاپ شده ومجلات و روزنامه ها و رسانه های جمعی شنیداری ودیداری (رادیو وتلویزیون) و سایتهای انترنتی ودیگر رسانه های الکترونیکی. علاوه براین،  بازيافته های باستان شناسی ولوحه های سنگی و مسکوکات ونقاشی های مختلف برروی ظروف والواح سنگی نيز از جمله اسناد و مدارک تاريخی معتبر بشمار ميروند .اسناد و مدارک تاريخی اشیاء ودست آویزهای خیلی مهم ومعتبری اند که نبايد در آنها جهت اغراض شخصی جعل و دستکاری صورت بگیرد. چه در اين صورت ارزش یک اثر تاريخی تنزل ميکند.

با گسترش وسایل اطلاعات جمعی ودسترسی مردم به تلیفون مبایل وانترنت و فیسبوک، بملاحظه میرسد که متاسفانه بعضی انسانها بخاطر کسب  شهرت کاذب درحالی که تاریخ را از روی کاغذ خوانده نمیتوانند ، تاریخ نگار شده اند و یک شبه تاریخ هزارساله یک سرزمین را مینویسند. اینان راه ساده وآسانی  پیدا کرده اند : فقط سری به سایتهای انترنتی میزنند ومطالب انتشار یافته  دیگران را کاپی میکنند و بجای نام نویسنده اصلی، نام خود را میگذارند و اگر فرصت یافتند عنوان موضوع را نیز دست کاری میکنند وکلمات  دیگری برآن علاوه  کرده  بطورعاجل آنرا در فیسبوک میگذارند وخواهی نخواهی  یک تعداد دوستان وآشنایان فیسبوکی آنرا لایک میکنند. بدینسان افراد شهرت طلب  یک شبه رۀ صد ساله می پیماید وبحیث  یک شخص  فرهنگی  درمیان دوستان و قوام خود تبارزمینماید. درحالی که او بچشم مردم خو خاک پاشیده وبجای  خدمت واقعی،آنها را به راهی سوق  داده است که به ترکستان می انجامد. یک انسان وطن دوست ومتعهد به سعادت جامعه خود نباید متوسل به  جعل وفریب وکذب ودروغ شود که منجر به آبرو ریزی خود وقوم  خود گردد.کسانی که راه  دروغ  و فریب را برگزیده اند، نمیدانم از راستی ودرستی چه بد دیده اند؟

دراین میان وای برحال آن نویسنده ای که برای نگارش تاریخ کشورخود سالها دودچرغ خورده وبه اصطلاح کنده به دوزخ برده است و برمبنای معیارهای جهانی اثری تحقیقی آفریده است تا ماخذی برای جوانان واهل مطالعه باشد ولی خبر ندارد که در قرن ۲۱ و درعصر انترنت کلاه بردارانی پیدا میشوند که نه تنها سرمه را از چشم دیگران می ربایند، بلکه  حتی محتویات فکری وذهنی مردم را نیز می دزدند ومحصول سالها تحقیق ومطالعه وزحمت  دیگران را ظرف چند دقیقه بنام خود ثبت ودرج رسانه های جمعی میکنند. چنین کاری هیچ فرقی با دزدی ودستبرد وغصب ملکیت دیگران ندارد. دستبرد به حقوق دیگران مثل جرایم دیگر: سرقت،اختلاس، چپاول،غدر وفریب، یک عمل جرمی است و به لحاظ حقوق کاپی رایت، قابل پیگرد است ومجازاتی چون جریمه های نقدی و تحریم از فعالیتهای فرهنگی ودسترسی به رسانه های جمعی را به همراه دارد.

چرا شاه امان الله درجنگ استقلال، مناطق آنسوی دیورند را از انگلیس ها نگرفت؟

از مدتی بدینسو چنین دستبرد های معنوی درحق نگارندۀ این سطور نیز صورت گرفته وهنوزهم صورت میگیرد. من متوجه ام که یکی ازافرادی  که در فیسبوک با من دوست شده است، محتویات کتابهای تاریخی مرا که قبلاً از جانب اکادمی علوم افغانستان در دهه ۸۰ قرن گذشته به چاپ رسیده اند،ومن  دوباره آنها را در انترنت گذاشته ام ، فهرست وار کاپی میکند وبدون ذکر نام ماخذ ونام مولف ،بنام خود در فیسبوکش به نشر میرساند. 

یکی ازاین افراد آقای “جنید بلوچ” نام دارد که  باری به او تذکردادم : آنچه را شما در این اواخر در فیسبوک خود زیرعنوان بلوچستان به نشرمیرسانید،از کتاب من زیرعنوان «سیستان ،سرزمین ماسه ها وحماسه ها»(جلد دوم) کاپی گرفته اید بدون اینکه از من یا از کتابم نام ببرید. شرط استفاده از هرکتابی ، ذکرنام نویسنده ونام اثر و ذکر صفحات ماخذ است. درغیراین صورت دزدی شمرده میشود ، امیدوارم منبعد در اول یا در آخر نوشته خود اگر از کتابهای من یا دیگران استفاده میکنید، نام منبع خود را بنگارید. تذکر من با یک لایک بملاحظۀ آقای جنید بلوچ رسیده بود،اما مدتی بعد دوباره متن های کتابهایم را  مثل گذشته   در فیسبوکش بدون ذکر نام ونشان من گذاشته میرود.

دراینجا چند نمونه  از دستبردهای جناب جنید بلوچ را  نشان میدهم که از کتاب «سیستان، سرزمین ماسه ها وحماسه ها»(جلد دوم) از سلسله کتابهای نشر شده ام درپورتال افغان جرمن انلاین درسال ۲۰۱۰، (ازصفحات ۱۲۹-۳۸۶) و(ازصفحات ۴۱۹تا ۴۲۲) را کاپی کرده و بدون ذکر نام منبع در فیسبوک خود به نشررسانده ومیرساند.

درعین حال آقای جنید بلوچ مقالات «طغیان ذولفقارخان ابدالی برضد نادرافشار» و«فتح فراه وفرجام هرات »را  ازآرشیف مقالاتم در پورتال افغان جرمن بالا زده است. این مطالب همچنان  در کتاب شماره ۱۴من  تحت عنوان «رستاخیر قندهار وفروپاشی دولت صفوی ایران»،(نشر درپورتال افغان جرمن آنلاین- ۲۰۱۰) چاپ  شده است .

آدرس فیسبوک جنید بلوچ:

https://www.facebook.com/profile.php?id=100024912691354

آقای جنید بلوچ در برخی عناوین دستکاری نموده ولی متن های نوشته مرا نعل بالنعل (با حذف ماخذ  ونام من) در فیسبوک خود گذاشته است. به عنوانهای زیر نگاه شود، کلمات اضافی اورا درعنوانها من داخل قوس نشان داده ام:

1 قشرعیاران (ملیت بلوچ و بلوچستان صفاریان مبارز ):

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=778255299681553&id=100024912691354#

2-مشاهیرعیاران (بلوچ) 

https://m.facebook.com/story.php?story_fbid=697565024417248&id=100024912691354#

3 توجه یعقوب لیث نسبت وضع اجتماعی مردم و کشورش

4- امیر خلف پسر ابو جعفر احمد(ی بلوچ تبار از نواده گاه لیث)

5- سیستان (گلزمین عیاران بلوچستان کبیر) در عهد غزنویان

6-دومین ضربت مغولها [درسیستان]

7- (گلزمین بلوچستان) [سیستان]در زیر پاشنه تیمور وجانشیانش
تراژیدی زنده بگورها ومنار جمجه ها:/

8- جنایت عظیم رادر( گلزمین بلوچستان)[سیستان] چه کسی مرتکب شد؟

9- (بلوچستان)[سیستان] در عهد صفوی ها و نادر افشار

10- (ولایت) سیستان (گلزمین بلوچستان) درعهد نادر افشار

11- نادر در تلاش گشایش هرات:

12- طغیان ذوالفقارخان (به حمایت و اشتراک فعال ملیت بلوچ ):

13- :فتح فراه (مربوط به سیستان وبلوچستان) و فرجام هرات :

14-  قیام مردم( ایالت) سیستان( بلوچستان) برضد نادر افشار :

15- اوضاع اجتماعی( بلوچستان)[سیستان] ازصدراسلام تاپایان عهد (تیموریان)[صفویان]:

وده ها عنوان دیگر.

سیستان، بلوچستان نیست!

لازم به تذکراست که آنچه را آقای جنید بلوچ بنام تاریخ بلوچستان  از طریق فیسبوک خود بخورد جوانان بلوچ میدهد، هیچ ربطی با تاریخ وجغرافیای بلوچستان ندارد ، بلکه مربوط ومنوط  به تاریخ سیستان است که من آنها را درطول بیست سال مطالعه وتحقیق وپژوهش خود از کتب مولفان داخلی وخارجی یاد داشت گرفته ام وسپس از تالیف آن یاد داشتها شش جلد کتاب در بارۀ تاریخ وجغرافیا ومردم شناسی سیستان نوشته ام که از طرف بزرگترین نهاد علمی واکادمیک کشور یعنی اکادمی علوم افغانستان در در دهه ۸۰ قرن گذشته به چاپ رسیده اند.

وزیراکبرخان، قهرمان ملی قیام کابل

 بلوچستان ازلحاظ تاریخی ولایت وسیع وکوهستانی درجنوب سیستان قرار دارد که در منابع جغرافیانگاران یونانی بنام «گدروزیا» و درتاریخ عصراسلامی بنام مکران یاد شده است.شهرهای مهم آن در قرون وسطی مستنگ، سیبی ، کیزکانان ،قندابیل  وقصدار(توران)، بمپوروفهرج وقصر قند بودند(به نقشه مکران در قرون وسطی ببینید). من مردم بلوچ را دوست دارم و درمورد مبارزات آزادی طلبی بلوچها کتابی نوشته ام و آنرا در پورتال افغان جرمن آنلاین گذاشته ام وشما میتوانید آنرا در آرشیف مقالاتم پیدا کنید. آقای جنید اگربلوچستان را دوست دارید، لطفاً حقایق تاریخی را که درکتابهای چون:”تاریخ بلوچستان»ازمیرگل خان نصیروکتاب دیگر همین نویسنده بنام «کوچ وبلوچ »وکتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم از المقدسی شامی، وصورت الاض ابن حوقل،والمسالک والممالک اصطخری،وتاریخ الکامل ابن اثیر،وجغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی از لسترانج، و اثرتحقیقی از حسین فارغدل زیرعنوان«ساکنین اصلی مکران(بلوچستان امروزی) چه کسانی بودند؟» وکتاب«بلوچستان وتمدن دیرینه آن » ازدکترایرج افشار سیستانی و کتاب «تاریخ بلوچستان» ازذبیح الله ناصح، ونوشته های جی، پی ، تیت ،صاحب منصب انگلیسی ،که بیست سال از طرف حکومت هند بریتانوی در بلوچستان ماموریت داشته و چندین کتاب در باره بلوچستان وکلات وسیستان نوشته است. و تحقیقات بشرشناسی داکتر بلیو در مورد بلوچها وبراهوئی ها وغیره  حاوی اطلاعات مهمی اند به ایشان برسانید،  و چیز های نادرستی را که ربطی به تاریخ بلوچستان ندارد، بخورد هموطنان بلوچ خود ندهید. بطورمثال: «طغیان ذوالفقارخان ابدالی در هرات» یا «حمله نادرافشاربه هرات وفتح فراه» به بلوچستان چی ربطی دارد که شما آنرا به عنوان تاریخ بلوچستان بخورد جوانان بلوچ میدهید؟ درحالی که این مطالب را من سی سال قبل به ارتباط قیامای مردم افغانستان برضد نادرافشارنوشته بودم که درسال ۱۹۸۹/۱۳۶۸ش از سوی وزارت اطلاعات وکلتوردرکابل به چاپ رسیده وده سال قبل من یک مطلب آنرا زیرنام قیام ابدالیان هرات برضد دولت صفوی ایران درویب سایت افغان جرمن آنلاین نشرکردم که در آرشیف مقالاتم درآن ویب سایت موجود است.

  سیستان مولود رودخانه بزرگ هیرمند، سرزمین معروف وتاریخی  است که در شمال بلوچستان (یا مکران)وجنوب خراسان وقهستان و شرق کرمان وغرب زابلستان وقندهار قراردارد .ومرکز آن در قرون وسطی شهرزرنگ (زرنج) نامیده میشد وامروز خرابه های آن در محل قلعه نادعلی در نیمروز مشاهده میشود.

ولایات مهم سیستان در قرون وسطی عبارت از رودباروکوشک صفار، بست  و ورتل(گرشک) وزمینداور، وفراه ، وادرسکن، وجوین، و اوق، ونیشک(خاش رود) بودند.

نقشه سیستان و مکران در قرون وسطی از کتاب سرزمینهای خلافت شرقی 

سیستان زادگاه جهان پهلوانانی چون رستم وزال  وگرشاسپ وسام نریمان است که در بارۀ هریک آنها شاهنامه ها سروده شده است. در بارۀ  تاریخ سیستان، ده ها کتاب  ورساله وصدها مقاله تحقیقی  به زبانهای فارسی وعربی واردو وانگلیسی وجرمنی وایتالوی وفرانسوی وروسی از سوی مورخان وجغرافیا نگان اسلامی وغیراسلامی نگاشته شده است وکس نمیتواند نام سیستان وموقعیت آن را با نوشته های پوچ وبدون مدرک از حافظه تاریخ پاک کند. بجای چنین تلاش های بیهوده، بهتراست که این کار را به شخصیتهای تحصیل کرده بلوچ مثل آقای دکتردوشکی ودیگر رجال صاحب قلم و اندیشه  بلوچ واگذار نمایید تا برای مردم خود تاریخی استوار برمنابع ومدارک معتبر داخلی وخارجی بنگارند وبرای فرزندان بلوچ درس های وطن دوستی ومبارزه برای احقاق حقوق خود فراهم کنند.

پایان

              ۲۲/۱۰/۲۰۲۰

مقدمه یی برچگونگی ظهور افغانستان معاصر

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *