خواله رسنۍTwitterFacebookPinterestGoogle+

استقلال را نباید مسخره کرد| کاندیداکادمیسین سیستانی

ما همه میدانیم که ۲۸ اسد روز اعلام استرداد استقلال افغاتستان است.استقلالی که تحت زعامت شاه امان الله غاری وجانبازیهای مردم دلیر افغاتستان در سال ۱۹۱۹/ ۱۲۹۸ش یعنی ۱۰۱ سال قبل از امروز از دست استعمار بریتاتیا حاصل گردیده است.

به این مناسبت دولت ونهادهای دولتی وتمام مردم افغانستان فرارسیدن این روز را گرامی میدارند و آنرا با تدویرمحافل و کنفراتس ها و نواختن دهل و ساز و راه انداختن اتن های ملی وچراغانی کردن شهرو کوچه ها تجلیل میکنند. این تجلیل پاس داری از خونهای پاک پدرانی است که در راه کسب استقلال کشور ریخته اند تا فرزندان شان درمیان سایر ملل آزاد جهان احساس سرفرازی وخوشبختی نمایند.بنابرین چنین روز مقدس ملی را نباید تمسخرکرد و یا زیر سوال برد‌!

هموطنی تحصیل دیده درفیسبوکش پستی گذاشته بود بنام “ کدام استقلال؟

پیامش این بود که کشور ما توسط امریکا اشغال شده وما استقلالی نداریم پس استقلال چی ویادش چی ؟ 

سپس ازسالهای حادثه زای چون ۱۷۰۹ میلادی ، ۱۷۴۷ میلادی ، ۱۸۴۲ میلادی ، ۱۸۷۹ میلادی ، ۱۹۱۹ میلادی ، ۲۶ دلو ۱۳۶۷ یاد کرده است که هریک اهمیتی کمتر از روز استقلال نداشته اند .

من کامنتی به این مضمون برایش نوشتم:

این گونه سوالها معمولاً از سوی کسانی مطرح میشود که تحمل دیدن تجلیل از استقلال افغانستان را ندارند وبا سوالات این چنینی کمی خود را تسلی میدهند. من از شما توقع چنین سوالی را نداشتم.

شما خود گفته اید که بعد از فروپاشی دولت تیموری هرات سرزمین افعانستان میان سه دولت نوظهور صفوی و شیبانی و بابریان هند تقسبم شد. این تجزیه مدت دو نیم قرن بدرازا کشید. تا اینکه مردی چون میرویس خان هوتکی در قندهار پیدا شد و مردم را به اتحاد وقیام برضد ظلم واستبداد حاکمیت صفوی فرا خواند و با از جان گذشتگی توانست یوغ استبداد صفوی را از دوش مردم قندهار در۱۷۰۹ بدورافگند و استقلال قندهار ولواحق آنرا اعلان نماید. این اقدام شجاعانه میرویس خان الگویی برای مردم هرات و سیستان نیز گردید و این دو ایالت نیز با اقدامات جسورانه خود توانستند استقلال خود را از تسلط صفو یان در سالهای ۱۷۱۶ و ۱۷۲۲ حاصل کنند.

قندهار وهرات و سیستان تا ظهور نادرافشار هریک جدا از هم بحیات خود ادامه دادند و هرگز با هم متحد نشدند وقلمرو واحدی تشکیل ندادند. میرویس خان هم قادرنگردید قلمروخود را بیشتر از زابل وارزگان و کاکرستان وسیبی  ودرشمال فراترازهیلمند وخاشرود  توسعه دهد.

گذشته از این بخش شمال کشور چون بلخ ومیمنه در زیر سلطه ازبکان شیبانی ماوراءالنهر بود وبدخشان  و کابل در دست بابربان هند بود و از استقلال قندهار و هرات بهره مند نشده بودند. 

نادرشاه افشاردر۱۷۳۸ به استقلال محلی قندهار خاتمه داد وتمام افعانستان موجوده را به قلمرو ( فارس) افزود ومدت ده سال بر آن حکم راند و گپی از آزادی وخود مختاری قندهار وهرات و دیگر بخشهای کشور در میان نبود.تا آنکه در سال ۱۷۴۷ نادر افشار بدست سران نظامی خود در خبوشان خراسان بقتل رسید و سران نظامی اش هریک برگوشه ای ار امپراتوری او دست یافتند. 

احمد خان ابدالی ‌که یکی از افسران نظامی نادر بود با گروه تحت فرمان خویش حرم نادر را از تطاول شورشیان نجات داده به کلات رسانید و از آنجا با نیروهای افعانی بعزم قندهار حرکت نمود ودر قندهار با تشکیل یک لویه جرگه متشکل از بزرگان قومی سعی نمود تا افغانها از میان خود کسی را به پادشاهی بر گزینند که منبعد از خود دولتی داشته باشند وجز از پادشاه خود از کسی دیگری اطاعت نکنند.بالاخره افغانها بعد از ۸ روز جر وبحث احمد خان ابدالی را به پادشاهی خود برگزیدند(اکتوبر۱۷۴۷) . به این ترتیب تهداب دولت معاصر افغاتستان در قندهار گذاسته شد به همین خاطراحمدساه درانی بحیث موسس دولت معاصر افعانستان شناخته میشود نه محصل استقلال کشور.

استقلال بعد از آنکه کشوری ایجاد شده باشد و آزادی آن کشور از سوی نیروهای حارجی سلب سده باشد و در اثرقیام مردم آن آزادی دوباره بدست آمده باشد گفته میشود. جایگاه ‌ موسس و بنیان گذار یک کشور بالاتر وعظیم تر از محصل استقلال کشور پنداشته میشود.

احمدشاه درانی را به این خاطر موسس دولت افعانستان معاصر میگویم که کشوری را که او بنیان گذاشت وقلمروی را که او ازخود بمیراث گذاشت خیلی بزرگتر از قلمرویست که امروز بنام افغاتستان یاد میگردد. فراز وفرودهای سیاسی وتجاوزات دول استعماری در قرن ۱۹ نه تنها  افغاتستان را محدود به جغرافیای امروز ی کرد بلکه بریتانیا برسیاست خارجی آن کنترول داشت وامرای افغانستان چون شاه شجاع وامیر دوست محمدخان وامیرمحمدیعقوب خان و امیرعبدالرحمن خان  بشمول امیر حبیب الله خان اجازه نداشتند بدون اجازه بریتانیا با کشورهای همسایه داخل رابطه سیاسی وتجارتی وفرهنگی گردد. 

محمودطرزی مدیر سراج الاخبارافغانی پیوسته این وضعیت را نکوهش میکرد ومنورین وجوانان کشور را برای کسب استقلال تشویق وترغیب مینمود.شهزاده امان الله ودیگر عناصر آزادی طلب  از این وضعیت رنج می بردند و جداً آرزومند حصول استقلال افغانستان بودند. تا اینکه در  سال ۱۹۱۹ امیر حبیب الله خان در کله گوش لغمان به قتل رسید وسردار نصرالله خان در جلا ل آباد اعلان امارت نمود واز امان الله خواست بیعت نامه خود واهالی کابل را  به جلال اباد بفرستد، اما امان الله خان خود مدعی جانشینی پدرگشت و با اقدامات جسورانه توانست عم خود امیرنصرالله خان را وادار به استعفی نماید. با استعفای امیر نصرالله خان شهزاده امان الله درتاریخ 28 فبروی 1919درکابل تاج پوشی نمود ودرهمان روز تاج پوشی اعلام نمود که این تاج را بشرط حصول استقلال کشور قبول خواهد کرد وسپس با ارسال مکتوبی به ویسرای هند برتانوی خواهان برسمیت شناختن استقلال افغانستان گردید و چون جوابی نگرفت جهاد برای کسب استقلال را اعلام کرد ومردم آزادیخواه افغانستان به این خواست برحق شاه جوان خود لبیک گفتند ودرچهارم جون 1919 جنگ سوم افغان وانگلیس آغاز گردید ویک ماه بعد دولت انگلیس حاضر به مذاکره صلح در راولپندی شد وسرانجام در 8 اگست معاهده صلح  به امضا رسید ودر تاریخ 18 اگست 1۹۱۹ شاه امان الله آنرا توشیح نمود وهمان روز را بحیث روز استقلال افغانستان اعلان نمود.

 از همان روز افعانستان در قطار دول آزادجهان قرار گرفت وروابط سیاسی واقتصادی خود را با سایر کشورهای جهان تحکیم بخشید و در راه ترفی جامعه گام برداشت. 

از آن زمان تا هنوز پرچم استقلال افغانستان  برفراز ارگ شاهی کشور ودر سازمان ملل متحد دراهتزار است. تا هنوز سفرا ونمایندگی های سیاسی افغانستان در بیش از یکصد کشور جهان حضور دارند و برسمیت شناخته میشوند.

تا هنوزمردم افغاتستان با پاسپورت افغاتی خود بخارج سفر میکنند و تاهنوز اتباع کشورهای خارحی با اجازه وگرفتن ویزای افغانی وارد افغانستان میشوند. هنوز هم پول افغانی درمعاملات تجارتی درچلش است. بنابرین ما هنوز هم یک کشور مستقل هستیم ولو که عساکر امریکا وناتو در کشور ما حضور دارند و به بهانه مبارزه با تروریرم بر هرجای که خواسته باشند بمب پرتاب میکنند. چون آنها به اجاره شورای امنیت سارمان ملل متحد به افغانستان آمده اند ولی در تجلیل وگرامیداشت از استقلال ما ممانعتی ایجادنمی کنند. نا امنیهای که مانع تجلیل درست وپرشکوه مراسم جشن استقلال در ۴۰ سال اخیر شده وهنوزهم میشود از دست کشورهای همسایه مااست .اگر همسایه های خوب میداشتیم شاید وضعیت سیاسی ونظامی وامنیتی ما بهتر می بود.

زیر سوال بردن استقلال افغانستان جوانان و سربازان دلیر وطن را که هر روز بخاطر صیانت از استقلال و دفاع از تمامیت ارضی جانهای شیرین خود را قربانی میکنند دلسرد میسازد‌ و روحیه وطن دوستی را در جوانان صدمه میزند. باید روحیه آزادمنشی واستقلال طلبی را درفرزندان خود زنده نگهداربم. هیچکس باور نمیکرد که یک گروه پابرهنه وفقیر بنام طالبان بتواند ابرقدرتی چون امریکا را بزانو در آورد ومجبور به مذاکره وخروج از افغاتستان نماید پس بایدگفت:

زنده باد،مردم دلیر وطن ما

پاینده باد استقلال کشور !

19/اگست/2020

خپله تبصره ولیکئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي. غوښتى ځایونه په نښه شوي *

اعلان