Categories

فارسی دری(تبدیل پهلوی به دری) بهرام محمدی

فارسی دری یا نوین، زبانی است که امروزه زبان رسمی کشور ایران، و نیز کشورهای افغانستان و تاجیکستان است. این زبان که از اوایل دوره‌ی اسلامی به وجود آمده است، از زبان‌های ایرانی نو و دنباله‌ی زبان “فارسی میانه” می‌باشد و از آن زمان تاکنون به عنوان زبان رسمی و اداری همه‌ی ایرانیان است. در دوره‌ی اسلامی و در دستگاه ساسانیان اگرچه زبان اداری “فارسی میانه” بود، اما در گفت‌وگوی روزانه‌ی افراد زبان دری به کار می‌رفت . (حسن انوشه، ،فرهنگ نامه‌ی ادبی فارسی)

درمورد اين كه چرا اين زبان را دري و يا فارسي ميگويند، سخن بسيار است. درمتون كلاسيك، اسمايي چون: دري، پارسي، فارسي، فارسي دري، پارتي دري و … به زبان مذكور اطلاق شده است؛ ولي ازانجايي كه مطالعات نشان داده، در اوايل دور اسلامي اين زبان را جايي فارسي، جايي دري و جايي ديگر فارسي دري ميخواندند. زیرا عده یی از شاعران ما زبان اشعار خود را زبان فارسی گفته اند، و این زبان را جایی« پارسی» گفته اند، جای دیگری« دری » و درمواقعی دیگر ازآن به نام « پارسی دری» یاد کرده اند. (احمد ياسين ،فارسي يا دري ؟)

در کتاب جهان بخش به صفا متعلق است. می گوید لهجه ی پهلوی تحول یافته ی لهجه ی پارسی باستان و زبان هخامنشیان است! صفا از نشانه های این تحول را، غلط نویسی های کتیبه های میخی در دوران پایانی هخامنشی می داند(*) ، در مورد تحول زبان پهلوی به دری حتی به چنین متن غلط نویسی هایی دسترسی نداریم.

اگر چه نظر اکثریت زبان شناسان ایرانی دال برتایید این مدعا میباشد که دری ادامه پهلوی است اما در بعضی مواقع با ارائه ادله هایی این زبان را ادامه پهلوی ساسانی نمیدانند. از دیدگاه خانلری ، پس از غلبه تازیان زبان پارسیک در غرب ایران از رواج بر افتاد و بنابر دلایلی که بیان شد در خراسان و دیگر سرزمینهای شرقی به بالندگی رسید، ( سید همایون شاه (عالمی) ،زبان دری و مهد آن) .«اکثر شعرایی که به فارسی شعر گفته¬اند این زبان را در محیط مدرسه آموخته¬اند حتی سخن پردازی چون سعدی که در محیط خانوادگی به زبان محلی صحبت می¬کرد, فارسی را در محضر استاد فرا گرفته است.»( ایرج افشار،زبان فارسی در آذربایجان)

داکتر عبدالحسین زرین کوب در مورد از بین رفتن زبان پهلوی پارسیان می¬نویسد:به هر حال از وقتی حکومت ایران به دست تازیان افتاد زبان ایران نیز زبون تازیان گشت. دیگر نه در دستگاه فرمانروایان به کار می¬آمد و نه در کار دین سودی داشت. در نشر و ترویج آن نیز اهتمامی نمی¬رفت و ناچار هر روز از قدر و اهمیت آن می¬کاست.» زبان پهلوی اندک اندک منحصر به موبدان و بهدینان گشت. کتابهایی نیز اگر نوشته می¬شد به همین زبان بود, اما از بس خط آن دشوار بود اندک اندک نوشتن آن منسوخ گشت»( عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت)

« عقیده ای که تاکنون اظهار کرده اند که زبان پهلوی یگانه زبان دوره ی اشکانی و ساسانی بوده، درست نیست. از دوره ی اشکانیان به بعد زبان دیگری در ایران پیدا شده که همان زبان فارسی ادبی امروز باشد که به مرور زمان تکامل یافته و به این صورت درآمده است. نام این زبان همیشه زبان دری بوده است. زبان دری کلمات هوزوارشی نداشته و زبان مشرق ایران بوده و زبان پهلوی که هوزوارش داشته و در مغرب ایران معمول بوده است ». (نفیسی، تاریخ نظم و نشر در ایران)

این نظریه به مذاق زبانشناسان افغانی و تاجیک خوش تر آمده عبدالحـی حبیبی می‌گوید: “ایــن نظرجـدیـد عـلمی کـه زبان دری افغانسـتان از پهـلوی نزاییـده، اکنـون یک سـند قـوی و واضحی را پیدا کرده، که آن عبارت از کشف سـنگ نبشـته مکـشـوفه بغـلان را به زبان دری و رسـم الخـط یونانـی می ‌بیـنیم، اعتـراف می‌ کنـیم، که زبان دری کـنونی از پهـلوی منـشعـب نشـده است.

در این میان اشعاری به حافظ شیرازی شاعر قرن هشتم هم ابیاتی نسبت داده میشود.

«به پی¬ماجان غرامت بسپریمن عزت یک وی روشتی از امادی». (وحیدیان کامیاره زبان دری ادامه پهلوی ساسانی نیست).

هیچ شیرازیی, امروز نمی¬تواند معنی این شعر حافظ را به راحتی بفهمد. و این, نشانة تغییر یافتن زبان اصلی و بومی مردم شیراز و دیگر شهرهای فارس زبانِ امروز, از زبان اصلی و بومی به زبان فارسی دری در طول قرون متمادی و پس از تسلط زبان دری بر ایران است. (حسن راشدی ،فارسی دری، زبان مهاجر یا بومی در ایران؟)

به دو دلیل عمده بکاربرده عنوان تغییر تحول در مطالعات مربوط به زبان فارسی اشتباه و یک غلط مصطلح است یعنی چیزی به عنوان تغییر در این زبان وچود ندارد انچه هست ««تبدیل دفعی و یکباره»» زبان پهلوی به دری که در یک زمان نامشخص و نامعلوم اتفاق افتاده (در مورد تغییر فارسی باستان به پهلوی نیز اینگونه بوده) متن واسطی بین این تحولات وجود ندارد.

اتفاق عجیب که میتواند مهم تر از تبدیلات دفعی نیز باشد بعد از این تبدیل دفعی زبان پهلوی به دری این زبان «« بصورت منجمدشده و فریز »» در آمده است. این انجماد در سه عرصه عمده زمان ، مکان و خاستگاه قابل بررسی است.

اولین عرصه مرتبط با انجماد زبان فارسی که طی هزاران که تا قرن معاصر ادامه داشته تحولی نداشته به صورتی که ادبیات معاصر تفاوتی با ادبیات و متون قرن هفتم ،هشتم ندارد و این متون با قرنهای اول هجری هیچ تفاوت محسوسی نداشته و تنها اتفاق محسوس و ملموس همان تبدیل دفعی زبان پهلوی به دری است و هنوز هیچ دلیل منطقی در مورد تغییر دفعی ویکباره زبان پهلوی به دری ارائه نگردیده. دومین حوزه انجماد زبان فارسی به بحث لهجه های زیان فارسی مربوط است همگی به یک سبک و سیاق و لهجه نوشته شده اند به عبارتی باید تصور کرد زبان پعلوی ابتدا به لهجه تهرانی تبدیل شده وبعد لهجه های دیگر فارسی مانند خراسانی، شیرازی و غیره از آن منشعب شده اند و سومین عرصه مهم که میتوانست در تعیین خاستگاه و منشاء این زبان تاثیرگذار باشد.اما سکون و انجماد این زبان بگونه ای است هیج کس نمیتواند به جز وجود لغات مشترک دلیلی بر واسط بودن زبانهای پهلوی ساسانی و یا اشکانی با زبان دری تصور کند.

باید توجه داشت تحول و دگرگونی ی زبان نمی توانند ناگهانی و یکباره انجام بشوند. بلکه پدیده ی تحول در طول سالیانی چند صورت می پذیرد. به همین دلیل، با توجه به این که درقرون نخستین هجری آتار متعددی به زبان های ایرانی میانه به وجود آمده و بر جای مانده است، می باید چند قرن نخستین هجری را نیز به طول دوره ی میانه ی زبان های ایرانی افزود است. (مهری باقری، تاریخ زبان فارسی)

باید پذیرفت ، هیچ دوره زمانی را نمیتوان به عنوان دوره تغییرو تحول زبان فارسی مشخص کرد ، در حقیقت این زبان دوره تحولی ندارد و هیج زمان ومکانی را نمیتوان برای این معجزه زبان شناسی آکادمیک ( تبدیل دفعی پهلوی به دری ) مشخص کرد .که از قرون اولیه هجری تا کنون حدالقل قریب به 12 قرن بدون تغییر محسوس طی کرده است وتنها اتفاق همان تبدیل از پهلوی به دری در زمان و مکانی نامشخص است.

در جامعه علمی ایران کمتر کسی همت داشته تا به متون قرنهای اولیه هجری نگاه کرده واین ادعا را با دید نقادانه بررسی کند که تحولات زبان در این قرون تاچه حد با زبان پهلوی مرتبط اند و وچه تحولاتی در زبان این دوره دیده شده است. در ثانی زمانی که متون زبان پهلوی مربوط قرون اولیه اسلامی حتی در قرن هشتم وجود دارد بحث در مورد بررسی تغییر و تحول زبان پهلوی به دری را بکل منتفی میکند.

گذشته از اتفاق عجیب که همان تبدیل دفعی پهلوی به دری است در این میان بعضی زبان شناسان پا را از این هم فراتر گذاشته و سخن از تحول این زبان طی قرون بعد به میان اورده اند ! این نوع از تغییر وتحولات مشقی زبان فارسی با نگاهی به متون قرن سوم و چهارم ( رودکی و فردوسی طوسی) و قرن هفتم وهشتم (سعدی وحافظ شیرازی) ومقایسه آن با زبان معاصر قابل درک تر خواهد بود.

عمق فاجعه زبانشناسی علمی زمانی نمایان تر میشود که زبانشناسان ایرانی اشعار فردوسی ( که به زبان زبان سلیس و روان فارسی و لهجه شیرین و دلنواز تهرانی امروز نزدیکتر است) را با متون پهلوی همان عصر یکی میدانند و قاطعانه اعلام میکنند بنابر تحیقات علمی فارسی دری ادامه مستقیم فارسی پهلوی است!!. از میان ادیب و زبانشناسان صدایی شنیده نمیشود که توضیحی در مورد زمان ،مکان ، زمان و نحوی تحول پهلوی به دری دهد ونه از میان قشر روشنفکر وتحصیل کرده شعوری که بپرسد : کدام تحول؟.

استاتید زبان شناس نتوانسته اند تفاوت بین اشتراک لغات وتغییر وتحول زبانی را درک کرده واین دو را از هم تمیز دهند و سفسطه ای بین وجود کلمه مشابه و تحول زبانی صورت گرفته است مغلطه ای که بین وجود چند کلمه مشابه با تغییر تحول زبانی انجام یافته است، کلمات مشابه حتی در بین زبانهایی که هم خانواده نیستند گاها دیده میشود و در بین زبانهای هم خانواده بیشتر است که چیزی غیر از تحولات زبانی است.

مسله ای که در دعوای زرگری زبان شناسان ایرانی با اساتید افغانی و تاجیک در تصاحب ,تملک این زبان مغفول مانده است همانا نبود تغییر و تحولی در این زبان است که به واسطه آن بتوان این زبان را به زبان پهلوی یا هر زبان دیگرسنجاق کرد. اینکه این زبان ادامه پهلوی ساسانی نیست ،نمیتواند دلیل بر این باشدکه ادامه پهلوی اشکانی بودن زبان فارسی، باشد.

درباره منشاء فارسی کنونی نیز نظرات مختلفی وجود دارد، « برخی از دانشمندان عقیده دارند که زبان فارسی یا دری، زبانی است که در روزگارخلافت خلفای راشدین، از بقایای زبان پهلوی ساسانی و اشکانی و بقایایی از فُرس باستان یا زبان اًوِستایی در اثر امتزاج آنها به وجود آمده است» (احمد ياسين ،فارسي يا دري ؟).

در فرهنگ فارسی دکتر محمد معین، می خوانیم:«در زبان فارسی، عناصر متعددي از زبان ‌های مختلف شرقی و غربی وارد شده اند- از این قرار: 1سنسکریت،2 هندی،3 سغدی،4 ختنی،5 خوارزمی،6 فرانسوی،7 انگلیسی،8 آلمانی، 9روسی،10 ایتالیایی،11 اسپانیایی،12 اکدی،13 آشوری،14 بابلی،15 عبری قدیم،15 آرامی،17 سریانی، 18 عربی،19 حبشی،20 چینی،21 ترکی و 22مغولی ». مجموعه ی واژه گان، انتساب نادرستی نیست که گاه بر زبان دری یا به اصطلاح فارسی، اطلاق می شود؛

زبانی با ساختار 22 زبان دیگر، در واقع ادعای مالکیت بر زبانی که عامل 22 زبان دیگر است و بر اثر فقط نبود زبان عربی، لاغر می شود، در حد انتساب زبان مادری قوم خاص که اختیاردار آن باشد، بسیار مشکل دارد. (دری یا به اصطلاح فارسی، زبان مادری چه کسی؟!/ مصطفی عمرزی)

منبع اصلی::

ت‍ام‍ل‍ی‌ در ب‍ن‍ی‍ان‌ ت‍اری‍خ‌ ای‍ران‌ ؛ ناصر پورپیرار انتشارات ؛ نشرکارنگ ۱۳۸۹

سایر منابع::

1. دری یا به اصطلاح فارسی، زبان مادری چه کسی؟!/ پژوهش و نگارش: مصطفی عمرزی
2. فرهنگ نامه¬ی ادبی فارسی(گزیده¬ی اصطلاحات، مضامین و موضوعات ادب فارسی) دانش نامه¬ی ادب فارسی، تهران ، انوشه، حسن؛ سازمان چاپ و انتشارات، 1381
3. فارسي يا دري ؟ برگرفته از جلد اول کتاب : زبان و ادبیات دری در درازنای زمانه ها احمد ياسين ( فرخاری )
4. زبان فارسی در آذربایجان ‌ ؛ گردآوری ایرج افشار ‌ ؛ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تهران، ۱۳۶۷ش
5. ادبیات دری(زبان دری و مهد آن) ؛ سید همایون شاه
6. فارسی دری, زبان مهاجر یا بومی در ایران؟حسن راشدی ؛ بخشی از كتاب ( ترکان و بررسی تاریخ، زبان و هویت آنها در ایران . نشر: اندیشه نو (18 مهر، 1391)
7. دو قرن سکوت نویسنده ؛ عبدالحسین زرین کوب انتشارات؛ امیرکبیر: ۱۳۳۶
8. تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسي ؛ دو جلدی سعيد نفيسي ؛ نشر فروغ : 1363
9. تاریخ زبان فارسی، مهری باقری نشر: قطره (24 آذر، 1393)
10. روزنامه همشهری, یكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۷۸ شماره ۱۹۷۲ مصاحبه با دكتر تقی وحیدیان كامیاره تحت عنوان: «زبان دری ادامه پهلوی ساسانی نیست.»
بهرام نورمحمدی 26/12/1394

1 comment

  1. Dr.HamidUllah Zrrlaver Sapfi /ډاکټر حمیدالله زړهءور "صاپی" A.T. Be Reply

    سلامونه،
    بهرام خان چې د دري او فارسۍ په باره کښې څه لیکلي صحت او سقم به ېې د ژبپوهنې استادانو ته پریژدو.
    زه صرف دا وییل غواړم چې( دري) لرغونې آریانا، بلخ کې د واخاني-ساکي ژبو له جملې څخه چې زمونږ د خوژې (پشتو) هم د زیار صاحب په وینا له همدې ساکي ریښې څخه راوتې او وروسته به تاجکستان خوا ته تللي وي ؛؛ مګر فارسي یا پارسي د نامه نه ېې معلومېږي چې د اوسني ایران د پارس (معرب ېې فارس) له ایالت څخه منشاء اخلي او تر اوسه ګورو چې د یو ایراني خبرې او د یو افغان خبرې ډیر فرق لري مثال: د ملی تلویزیون او د طلوع خبرونو توپیر پر تله کړئ!
    بل دا چې په اوسني ایران کې ډیرې نورې ژبې لکه آذري (تورکي)،کوردي، بلوچي، عربي ،…. هم ژوندۍ دي مګر د فارسی فاشیزم د استبداد او ظلم لاندې دي ؛ او افغانستان کې د فارس غلامان غواړي د افغانستان ملي ژبه (پشتو)، او نورې محلي لکه ترکمني،بلوڅي، پشه يي، نورستاني، هندي، ازبکي ا.د.ن…. د نامانوسه پهلوي یا ساساني ویا شیرازي و.غ. تر تاثیر لاندې راولي او حتا په جبر ېې تذکرو کې قولابي ژبه او قولابي ملیت واړوي!!!
    ویښ اوسئ ای اصلو افغانانو ! .

    برادر بهرام خان! امیدوارم از تبصرهء من آزرده خاطر نګردیده باشید!. من به حیث یک عضو کوچک قوم صافي ، کدام تعصب ملیتی یا لساني با کدام کسې ندارم، صرف چیزې که از مطالعات آموخته ام ، جهت یک دیموکراسي واقعي به همه افراد بشر باشد.
    با احترام، په درناوۍ.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *