Categories

اعلان

Loading…

دشنام دادن به غرب محصول ذهنیت شکست خورده است

نویسنده: استاد محمد ظریف امین یار  –

اگر شما از اکثر مسلمانان عصر حاضرعلت اساسی ناکامی کشورهای اسلامی و امت مسلمان را جویا شوید عموماً پاسخ یکنواختی را دریافت خواهید کرد و آن پاسخ مشابهت به اینگونه بیانیه ها دارد: غرب از طریق تفرقه، ترویج افراط و تفریط توانسته در بین مسلمانان اختلاف ژرف بوجود بیاورد و همچنان آنها را از اسلام واقعی منحرف سازند.غرب همواره سعی کرده تا عقاید اسلامی در بین مسلمانان تضعیف گردد و همین گسستگی و ضعف عقاید ونبود ایمان راسخ عمده ترین علت ناکامی مسلمانان در سراسر جهان است. یا می گویند که غربی ها قادر شدند در بین ما جاسوس پرورش دهند و توسط همین جاسوسهای خود بالای مان حکفرمایی و حکمرانی کردند. مسلمانان قرنها است که همواره مشغول بهانه سازی و کتمان حقایق و دلایل ناکامی های خود هستند و بنظر من همین یکی از علتهای اساسی است که آنها موفق نشدند تا علل اساسی ناکامی جوامع خود را شناسایی و بسوی اصلاح آن اقدام نمایند و بتوانند حد اقل بسوی آینده روشن و مدرن در حرکت شوند. به غرب دشنام میدهند اما از محصولات،خدمات، بانکهای اطلاعات ، علوم و دست آوردها و ارزشهای غرب با اشتیاق کامل مستفید می شوند. شعار مرگ بر غرب در زبان دارند اما آرزوی اکثر ایشان یکبار بازدید از جهان غرب است. از نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی آنها استفاده میکنند مگر همیشه توسط فتواهای میان تهی شان آنرا مردود و نامشروع جلوه میدهند. رهبران و علمای اسلامی موجود که به ظاهر از غرب و و نظام غربی متنفر هستند، هیچگاه نمیتوانند در عمل نظامی را حتی حدس بزنند که بدون دست آوردها و ارزشهای غربی باشد. تنفر از غرب و شعار مرگ بر غرب مبدل به یکی از ابزار های متداول درآمد برای ملاها ، علما و رهبران مسلمان است.

هدف از مقاله کوتاه حاضر باز کردن بحث در مورد ذهنیت شکست خورده مسلمانان در جهان امروز است. میدانم اکثر خواننده های گرامی بنابر دلایل مختلف مانند درک ناکافی، سؤ تفسیر ، کژمهفومی ، یا هم کسانیکه معتقد عقاید کورکورانه هستند و یا هم اختلاف در ماهیت تفکر و اندیشه وغیره، شاید ایراد بگیرند اما من انتظارش را دارم چون در طول تاریخ معاصر مسلمانان همیشه با خود بزرگ بینی کاذب ، کورکوانه معتقد بودن به درستی عقاید جوامع شان و بهترین بودن نظام شان اعتقاد دارند و روشفکری و روشنگری را آنها معمولاً یک بحث کفری و مردود تلقی میکنند. اما بدانند که دشنام دادن به غرب و از خود راضی بودن در حالیکه اکثر ممالک اسلام هم نظام اجتماعی و هم نظام سیاسی و اقتصادی شان ناکام اند، محصول ذهنیت شکست خورده و پوچ است. من اعتقاد دارم این تفکر کاذب و ناکارآمد سبب ناکامی های آتی کشورهای اسلامی خواهند شد. آنگاه صدماتی که به دین اسلام میرسد جبران ناپذیر خواهد بود.

در اوراق تاریخ اگر سری بزنیم یگانه رژیمی که مسلمانان در آن به خود باوری کامل رسیده بودند و باورمند به عقاید و توانمندی خود بودند همان صدر اسلام بشمار میرود.این رژیم درست بعد از ظهور اسلام و بعد از نخستین کامگاری های دعوت اسلام بود. شما میدانید حتی در رژیم های خلفهای راشدین جهان اسلام هرگز عاری از مشکلات تفکری نبود. مثلاً جنگ جمل، مخالفت حضرت علی(ک و) با خوارج و واقعه ی کربلا همه نشانگر وجود اختلاف ژرف بین رهبران مسلمانان از همان آغاز بود. تفسیری که از اسلام بعد از ایجاد فرقه های متعدد که خلاف اساسات اسلام نیز است بوجود آمده همواره اختلافات را بین مسلمانان افزایش داد و کم کم به مرور زمان چنین معلوم میشود که مکاتب و فرقه های اسلامی مقدم تر از دین میشوند. امروز بعد از 1437 سال اسلامی را که پیامبر اسلام حضرت محمدص به امت خود از جانب اللهج هدیه داد کاملاً از مسیر اصلی خود منحرف شده و یکی از دلایل این انحراف ایجاد مکاتبی است که زاینده مذاهب اند.

شما میدانید زمانیکه یک انسان ضعیف باشد باید در صدد قدرتمند شدن خود باشد اگر چنین نکند و همواره ضعف خود را توجیه کند نتایج مطلوب را نمیتواند بدست بیاورد .مضلی که مسلمانان از همان آغاز حکومتهای خلفای راشدین تا اکنون دارد اینست که هیچگاه ضعف، کمزوری ، ناتوانی و نارسایی خود را نمی پذیرند. قاعده منطقی اینست که وقتی یک انسان ضعیف باشد باید اولاً بپذیرد و بعداً دلایل ضعف خود را شناسایی و آن را اصلاح کند. اما مسلمانان هیچگاه به چنین تفکر اصلاحی فرصت و اهمیت نه داده اند. مسلمانان در کمال ضعف و کمزوری و جهل ، خود بزرگ بینی کاذب را با خود پرورش داده و تفکر و بینش کور شان را همیشه بعنوان توجیه به موفقیت قبول میکنند.

مسلمانان اکثراً استدلال میکنند که ما با قدرت و موفق هستیم چون عقیده داریم در حالیکه اعمال ایشان به مراتب در تناقض به اصول بنیادی دین مبین اسلام است.. اگر شما تاریخ معاصر اسلام را یک مرور اجمالی نمایید به ساده گی پیدا خواهید کرد که در تاریخ معاصر اسلام بجز جنگهای میان گروهی بر سر قدرت دیگر چیزی برای افتخار وجود ندارد. اما بدبختانه با کمال بیشرمی جهالت و کوری بینش بالای آن افتخار صورت میگیرد. حتی از واقعیت های تاریخ انکار میکنند.اوراق تاریخ را باید بدون تعصب ملاحظه و مطالعه کرد. اگر شما هیچگاه دور از تعصب به تاریخ نگاه نکنید بعید خواهد بود نقاط ضعف خود را شناسایی کنید. اگر نقاط منفی و نامطلوب شناسایی نگردند، اصلاح هیچگاه امکان پذیر نخواهد شد. باید بدانید که فقط نگاه و مطالعه بدون تعصب به تاریخ زمینه را برای اصلاح مساعد میسازد. اگر شما ضعف، ناکارآمدی، گناه، جرم، عدم موفقیت خود را نپذیرید هیچگاه منطقی نخواهد بود که انتظار اصلاح رفاه، بهبود و توسعه و پیشرفت را در جوامع خود داشته باشید.

دشنام دادن به غرب هیچ دردی را دوا نمیکند. این عمل از یکطرف بی مفهوم است از طرف دیگر کار کاملاً غیر اخلاقی و غیر منطقی است. اگر تا کنون دانسته ایم که غرب رقیب و دشمن ما است پس چرا از اختلاف درونی خود دست بر نمی داریم ! چرا اتفاق ، اتحاد و یکپارچگی را آیین خود نمی سازیم، چرا منافع خود را در منافع جمع نمی بینیم و چرا بالاخره اصلاح نمیشویم. همیشه سرو صدا میکنیم که غرب توطیه میکند و سعی کرده تا با استفاده از سیاست توطیه اهداف خود را بدست آورند. پرسش من در این رابطه اینست که ایا حرکت بسوی منافع خودی جرم پنداشته میشود؟ بخاطریکه غربی ها ذهن بهتر ، علم بالا تر دارند وتفکر ستراتیژیک دارند این کار را انجام میدهند. آیا این حق طبیعی یک انسان در جوامع امروز نیست؟ سوال من از شما اینست، مگر دستهای مسلمانان را کسی بسته کرده ! مگر فکر تان را تسخیر و جسم تان را مسخ کرده یا چشم تان را کور کرده؟ نه آنها هیچ چه نه کرده بلکه خود تان خود را در قید تفکر پوچ قرار داده اید و بینش تان را کور کرده اید. اگر غرب توطیه میکند بفرمایید شما هم توطیه کنید و اهداف اسلامی تان را بدست بیاورید. اما حقیقت اینست که شما هیچگاه توان این کار را ندارید بخاطریکه همیشه خود بزرگ بینی کاذب و تفکر کور را اصل قرار میدهید و هیچگاه ضعف خود را نمی پذیرید و تاکید دارید که شما بهترین و نظام تان بهترین است. در حالیکه با گذشت هر روز ناکارایی، ناکارآمدی و و ناکامی تان هویدا میشود. با تداوم چنین تفکر پوچ من توسط همین نوشته تضمین میکنم که با گذشت هر روز شما بیشتر از این، ناکام، ذلیل، گدا، بدبخت و منزوی خواهید شد. اگر چنین نشد من را به دار بزنید، به ایمانم قسم اعتراضی نخواهم داشت !

همیشه شنیده ام که ما تاریخ زرین داریم. زمانیکه من طفل بودم به خود می اندیشدم که اگر ما تاریخ پر افتخار داشتیم پس چه باعث شد تا اینگونه بدبخت و ناکام شویم. اما وقتی بزرگ شدم دانستم که در تاریخ ما برای افتخار چیزهای اندک موجود است، متباقی اوراق تاریخ را جنگهای درونی بر سر قدرت تکمیل نموده است. برای اثبات چند نمونه ای از واقعات تاریخ را یاد می کنیم. مثلاً جنگ جمل و اختلافات حضرت علی با خوارج آیا خوارج که حافظان قرآن کریم بودند به قتل نه رسانیده شدند؟ واقعه کربلا را ببنید آیا حضرت حسین مظلوم نبود؟ آیا این ظلم توسط کافر صورت گرفت یا مسلمانان؟ اگر ظالم مسلمان بود پس چرا تا هنوز هم یزد را نمیتوانید مجرم قرار دهید؟ امپراطوری عثمانیه از چه حکایت میکند؟ به همین ترتیب اگر مرور به واقعات تاریخی بعدی کنیم لورد کلایف فقط با خود تقریباً 250 عسکر داشت متباقی تمام عساکرش مسلمانان بودند و خلاف مسلمانان می جنگیدند. شما میدانید که در جنگ بکسر شاه علم، شاه ثانی که یک مسلمان بود با که در جنگ قرار داشت؟ بابر را از فرغنا که کشید؟ آیا اولین کار او به قتل رساندن ابراهیم لودین نبود؟ امیر تیمور را که کشت؟ به همین ترتیب ایلدرم را که کشت؟ شهزاده های مغول یکی دیگر را مگر به قتل نرساندند؟ آیا شیرشاه سوری به مقابلش نبرد نه کرد؟ با محمد ابن قاسم ، عبیده بن جراح چه کردید؟ همچنان داستان بنو امیه، بنو عباس که سپین رفتند از چه حکایت میکند؟ آن زمان مسلمانان قدرت مند بودند و کوشش کردند امپراطوری خود را گسترش دهند و این حق جایز مسلمانان بود. امروز که آمریکا و غرب توانایی بلندی دارند حق دارند تا امپراطوری خود را وګسترش دهد و کشور های فقیر و ناتوان را استعمار کرده نظام خود را پياده کنند. به همین دلیل است که به آمریکا و غرب دشنام ندهید در گریبان خود بنگرید و علل ناکامی تان را شناسایی کنید.

اگر بحث را به افغانستان معطوف کنیم در می یابیم که در افغانستان احمد شاه بابا و محمود غزنوی بالای هند و ایران چندین بار حمله ور شدند؟ آیا افغانستان امپراطوری خود را با قیمت خون هندی ها و پارسیان ګسترش نداد؟ کجای این کار غیر منطقی بود و ناجایز بنظر میرسد؟ امروز که آمریکا یا کشورهای غرب در افغانستان حمله ور شده اند کاملاْ یک بحث منطقی است. آیا بر سر قدرت در افغانستان حتی از زمان درانی ها جنگ وجود نداشت؟ امان الله خان که یک اصلاح طلب و ترقی خواه بود آیا توسط مسلمانان و هموطنان خودش تبعید نشد؟ آیا بچه سقاو توسط مشرکین به قتل رسید؟ نه بلکه توسط مسلمانان. آیا شما شاهد کودتای داود خان مقابل پسر کاکایش برای بدست آوردن قدرت نبودید ؟ آیا گروهای اسلامی علیه داود خان که یک شخص وطن پرست و مسلمان بود بغاوت نه کردند و به پاکستان فراری نشدند؟ آیا داود خان اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان را قتل عام نه کرد؟ آیا داود خان را حزب خلق دموکراتیک افغانستان برای دفاع از خود وبرای بدست آوردن قدرت به قتل نرساند؟ به همین ترتیب به تره کی و حفیظ الله امین چه کردید؟ داکتر نجیب توسط که و چرا به قتل رسید ؟ آیا کسانی که شعار میزدند که جهاد را برای رضای خداوند انجام میدهند مگر به سر قدرت توسط جنگهای داخلی خون میلونها افغان مظلوم را جاری نه کردند؟ ؟ طالبان را چ بوجود آورد و علیه چه کسانی جنگید و شما شاهد هستید که در رژیم ایشان نیز فعالیت های نا مشروع و غیر انسانی انجام داده شد. آیا جایز بود؟ آیا کانفرانس بن توسط مجاهدین تدویر نشد؟ آمریکا و بیش از ۴۰ کشورغربی را مگر مجاهدین لبیک نگفتند؟ مگر اکنون نیز مسلمان با مسلمان نمی جنگید؟

ایران با عربستان، عربستان با یمن ، افغانستان با پاکستان و بنگله دیش وغیره تمام اینها کشورهای مسلمانان هستند که با یکدیگر میجنگند. دایش به حکومت اعراق و سوریه، داعیش با طالبان و طالبان با دولتهای افغانستان و پاکستان وغیره همه و همه مثالهای اختلافات موجود بین مسلمانان بر سر قدرت است. و علت آن همان بینش کور و مزخرف مسلمانان امروز است. جای تعجب است که استدلال میکنند که این اختلافات کار خود فروشان، وطن فروشان و غداران است. سوال اینجاست که چرا همه غدار، خود فروش و وطن فروشان در بین مسلمانان ظهور میکنند؟ چرا در غربی ها غداران و وطن فروشان کمتر ظهور میکنند؟ ما مسلمانان قدم به قدم شاهد توطیه بودیم و و همواره از اثر تفکر پوچ خود ناکام شدیم اما همیشه گفتیم ما بهترینیم و نظام مان نیز بهترین است که این رفتار مان خیلی دور از منطق است. تا اکنون هم از برهان گفتن در این موضوع دریغ نمی کنیم که جای تاسف است.

وطن فروشان و غداران در فرهنگ های ظهور میکنند که در آنجا فاصله بین اصالت فردی و جامعه موجود باشد.ما همیشه اصالت فردی را به اصالت جمعی اولویت و ترجیح دادیم. در جامعه ای که اصالت جامعه با اصالت فردی یکی شود هیچگاه غدار و وطن فروش بوجود نمی آید. شما میدانید سر توماس لو وقتی پسر جهانگیر را علاج کرد و در بدلش جهانگیر برایش بعنوان هدیه کارش گفت که به وزن توماس برایش طلا داده شود توماس چه پاسخی ارایه کرد. توماس گفت جلالتماب جهانگیر از لطف و مهربانی شما بزرگوار سپاسگزارم من به طلا نیاز ندارم فقط کافی است کشور ما را اجازه دهید تا با کشور شما تجارت کند. اینست تفکر ملی گرا که امروز در سال ۲۰۱۶ بین کشورهای مسلمان بنظر نمیرسد. افغانستان خود مان را مثال میگیرم آیا اکثر رهبران ما در فساد شریک نیستند. شما شاهد هستید که یکی اش زمین های مردم را غضب کرد، دیگرش پولهای اردوملی و پولیس ملی را با بهانه های مختلف حتی پشقل دزدید. گاهی رهبران مان پول متعلم را دزدیدن، گاهی هم از مریضان، شهدا ، معلولین، معیوبین، بیوه ها، معتادین و دیگر مردم مظلوم را. در این جغرافیه رهبران مان هم منافل ملی را بفروش راساندن هم هویت ملی را. خلاصه چه مدیر چه رهبر و چه مامور همه و همه در فساد آغشته هستند و خون ملت را میخورند. این است فرق ما با غربی ها ! آنها از قرنها مانند آقای توماس اصالت فردی را قربان اصالت ملی میکنند اما اینجا همه چیز برعکس است.

آیا شما میدانید در ۲۰۰ سال اخیر اندوخته علمی و اکادمیک مسلمانان در جهان کمتر از ۲ در صد است. امروز انسان وجامعه انسانی در مرحله بلند تکاملی ایکه قرار دارند فقط و فقط از اثر زحمات ، سعی و تلاش کافران است. کجا است اندوخته های مسلمین؟ امروز به تاسف باید گفت ما حتی پمپر اطفال خود را نمیتوانیم مستقلانه تولید کنیم، اگر ماشین آلات خارجی نباشد توانایی تولید کاغذ تشناب را نیزنداریم. موتر را خو در جایش بگذارید برف پاک آنرا نیز نمیتوانیم تولید کنید. حتی آنقدر بدبخت هستیم که قلم را نیز تولید نمیتوانیم. کشورهای مانند افغانستان حتی سوزن را هم تولیدن نمیتوانند. کالاهای اولیه و تجملی چه صنعتی و زارعتی یا خدماتی باشند از رادیو تا موتر گرفته تا طیاره، تا تلوزیون تا تانک و زرهی پوش، جیت و دیگر جنگنده ها، انترنت و فن آوری های جدید مانند مبایل های هوشمند همه و همه دست آوری غربیها است، حتی فرهنګ لباس پوشیدن ما. خلاصه اینکه اگر روزی غرب سهم علمی خود را از ما بگیرد ما برهنه خواهیم ماند.

بیش از ۵۰ کشور اسلامی و تقریباً نزدیک به 2 بیلیون نفوس داریم اما در هیچ کشوری اسلامی حتی جمهوریت به معنای صیحش موجود نیست. آیا جایش نیست که همه خود را به دار آویزان کنیم ! آیا هنوز هم حقدار زندگی کردند هستیم؟ اکثر کشورهای اسلامی از غرب یا گدایی اقتصادی میکنند یا سیاسی و اطلاعاتی. با آنهم خجالت نمیکشیم و با کمال سر بلندی و افتخار میگویم مرگ بر غرب و ما بهترینم و نظام مان نیز بهترین و کاملترین نظام در جهان است. بسیاری اوقات شما شاهد خواهید بود که یک انسانی که علم ابتدایی دارد میاید در جامعه های شرقی نظامهای غربی را نقد میکند و صحبت از انهدام تمدن میکند. کسی نمیپرسد که شما از کدام تمدن صحبت میکنید از همان تمدن جنگ که سالها در گیر آن هستید یا از تمدنی خود بزرگ بینی کاذب، از تمدن دروغ، فریب، زنا، ریا، از تمدن ای که بز را برای اینکه چاق معلوم شود پيچکاری می کنند، از تمدن که برای اطفال تان در شیر آب بیشتر از شیر مخلوط میکنید، از تمدن که ملا بالای طفل ۷ ساله تجاوز جنسی میکند، از تمدن که ملا با طالب علم لواط میکند و یا هم بالای ناموس مردم تجاوز، از تمدن که پدر با دخترش روابط نامشروع بر قرار میکند، از تمدن که برادر دشمن برادر است، از تمدن که دختر ها به مانند مواشی به بفروش میرسند و بد داده میشود، از تمدن که شوهر بینی زنش را میبرد، از تمدن که ناموس ملت یعنی یک دختر جوان را در مظهر عام زیر پای لگد میکنند، یا از تمدن که برادر با خواهر همبستر میشود، از تمدن که پولیس ولگرد، قاضی رشوت خور و حکمران ظالم ،جاسوس و وطنفروش است، از تمدن که مادران ملت در سرمای شدید زمستان در برف نشسته و رهبر آن هزارها دالر را بالای نیکتایی ودریشی های خود غربی خرج میکند و رهبر دیګر در وضعیتی که ۹۰ در صد از کشورهای دیګر ګدایی میکند ۴ میلیون افغانی را برای تجلیل از یک شاعر تخصیص میدهد. از تمدن که در این وضعیت ضعیف اقتصادی کشور در بانکهای سویس سرمایه گذاری میکنیم یا در دبی و ترکی و تاجکستان برای خوش ګذارنی سفر میکنیم، از تمدن که فامیل خود را بیرون مرز پرورش میدهیم و در افغانستان زیر چتر دموکراسی نشسته شعارهای افراطی میزنیم. از تمدن ایکه در آن انتحار و انفجار افتخار و فرهنګ است و توسط برادر مسلمان برادران مسلمان خود را قتل عام میکنیم. از تمدن که شعار از وطن دوستی و ملی گرایی میزنید اما هیچ نقطه کشور باقی نمانده است که نفروخته باشید. از تمدن ایکه بالای کعبه قسم صلح را میخوریم اما همان لحظه ای که داخل کشور میشویم جنګ قدرت را آغاز میکنم. از تمدن که برای ۱۰۰ دالر نیز برادر مسلمان تان را به قتل میرسانید. یا از تمدن که دختران خود را به بگرام برای خدمت گزاری های خارجیان میبرید. و یا از تمدن که ۳ میلیون طفل خیابانی دارد، بیشتر از ۲ میلیون بیوه و بیشتر از ۳ میلیون معتاد اما هنوز هم رهبران و سیاسیون خون ملت را میچوشند و می خواهند اجندای کشورهای اجنبی را عملی کنند. با این همه شرمساری ها من معتقد هستم ما اصلاً تمدن ندارید!

در این حال بنظرم تا زمانیکه کشورهای اسلامی از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مستقل و خودکفا نشوند بسیار شرم آور است که ما بیش از این شعار مرگ بر غرب را بزنیم و یا استدلال کنیم که ما بهترینم و نظام ما بهترین است. تا زمانیکه مزدور غرب هستید ، همه مزدور نفس و پول هستید، وطن فروش و، معامله گر و غارتگر هستید غیر ممکن است که روزی بهتری راتجربه کنید. تا زمانیکه ضعف و ناکامی و عدم موفقیت خود را نپذیرید و برای شناسایی عوامل آن اقدام ننمایید امکان ندارد اصلاح امکان پذیر خواهد بود.من اعتقاد دارم که ما باید در طرز تفکر خود تجدید نظر کنیم. تا زمانیکه طرز تفکر خود را در برابر همه چیز یک تغییر بنیانی ندهیم اصلاً راه برای بیرون رفت از بحرانهای کشورهای اسلامی بعید بنظر میرسد. سخن به گفتن زیاد است اما میخواهم مطلبم را به متن زیبای پدر بیداری اسلامی نابغه شرق علامه سید جمال افغانی خاتمه دهم چه خوب میفرمایید آن مرد حکیم. چشم انسان کور باشد بهتر است تا تفکر و بینش آن کور گردد.

و من الله التوفیق

استاد محمد ظریف امین یار

کابل ۱۰ دلو ۱۳۹۴

94 total views, 1 views today

7 comments

  1. S.N.A. Reply

    سلام، سردار داود خان د حزب ديموکراتيک غړي نه دي وژلي، که په خپل وخت د د غه او نورو شرلتان ګوندونو د فعاليت مخنيوی شوی وی، کېدی شوی، ننني غميزه هم په افغانستان کې نه وی، د مسلمان او کافر د مبارزې سبب او توګه بيا بېل بحث دی، چې په تبصره کې نه شي رانغښتی.
    آیا داود خان اعضای حزب دموکراتیک خلق افغانستان را قتل عام نه کرد؟

    مننه، وسلام

    1. Jaffar Habibzai Reply

      Dear Aminyar, thanks for the nice and full of logic valuable artical you have published,I have read it and realy was too much intresting to me,you mantioned verey imported points,it is like lights for those leaders who leadin the nation in darkness.
      Thanks

  2. mir ajmal Reply

    بلی امین یار صاحب . این کار خودمان است تمام بدبختی ها امروز از اموال ماست

  3. sangin Reply

    استاد ظريف امينيار صيب سلام. پس له سلامه دومره وايم چه په قلم او جرءت دې برکت شه. تا هغه څه ليکلي چه اوس ډېر افغانان په دې پوه شوي خو يا يې د ليکلو جر ءت نلري او يا استعداد .ته دا دواړه لرې .مونږواقعا دا ټول مرضونه لرو ځان ته مو کار آسانه کړی چه ملامتي په نورو واچوو مونږ تر څو چه خپل ځان و نپېژنو د خلاسون بله لار نشته.

  4. Dr.HamidUllah Zrrlver Sapfi Reply

    Hello & Salam!
    Mr. M. Amin Zarifyar! You are mostly right.
    rh.a.Ceyd Jamalludin Afghan had said that too:” I went to West, I found Islaam there but not moslems;; and when I came to East , I found moslems but couldn`t find Islam in them!”.

    That is why most moslems are coming to west , esp. Europe.

    But ,I think it is not the sin of people; most of islamic countries` governments act as non-justified to thier nations.

  5. حسن Reply

    ښاغلی استاد فکر نه کوم مونږ مسلمانان خپله غلطی ومنو. زمونږ ملایان لا اوس هم لګیا دی د ساینس او اجتماعی علومو عالمانو ، دانشمندانو ته جاهلان وایی . دوی تر اوسه ندی حاضر چی په الوتکه کی سفر وکړی او وایی داخو د کافرانو او یا شیطانانو طلسم دی. په کاشوغه ډوډۍ خوړل هم کفر ورته ښکاری او وایی چی ما خو میکروبونه او باکتریاوی ندی لیدلی او د هغوی له وجوده منکر دی، دوی ته ښوونځی اوپوهنتونونه هم د کافرانو تقلید معلومیږی. د ګوډ ملا لمسی خو بیا اسلام یواځی په ږیره پوری محدود بولی ، فکر کوی چی دا ږیری خرییلی به ټول کافران وی .
    نو پداسی حالت کی به مونږ څنګه خپلو عیبونو ته متوجی شو؟ اصلاحات به څنګه پیل کړو؟ له سیاسی تحلیل نه خو لا زرکیلومتره لری دی.

  6. څارنوال علیزی Reply

    حضور استاد معزز ا مین یار صاحب وسایراستادان نهایت محترم واشخاص صاحب نظر درمورد مسایل مسلمین خاصتا مسایل فعلی افغانستان احترامات وسلام های ګرم خویش را قلبا تقدیم مینمایم وبعدا ، مقاله استاد محترم را بادقت خواندم که ناشی ازاحساس ، درک واقعیت ها وجرات اظهارحقایق درمجموع از جوامع اسلامی وافغانستان بوده . همه وهمه حقیقت وواقعیت هستند
    بلی ماهیشه انتقادواعتراض بردیګران که برای اطفال هم اسان است ابراز وایراد منمایم اما برای راه نجات که تاګلون غرق کشتی بدبختی ، جهل وتورتم شدیم چپ وسقوط اختیارمینمایم وهیچنوع راه نجات از انرا نمی دانیم خاصتا راه نجات از ۴۰ سال جنګ تحمیل شده بالای افغانستان .،پس تقا ظا از همچو استادان وصاحب نظرا ن این خواهدبود تا درموردحل موضوع خانه خویش افغانستان وراه نجات ازاین چهل سال بدبختی مسلط برجامعه ما نظر یات عالمانه واستادانه خویشرا رابه مسولین حاکم ودولت ابرازفرمایند . ،

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *