Categories

اعلان

Loading…

با لویه جرگه مشورتی به سوی صلح پایدار

سرمحقق دیپلوم انجنیر محمد اکرم شهیم

عضو علمی اکــــــادمی علوم افغانستان

تاریخ افغانستان همواره شاهد تدویر اجتماعات بزرگ مردمی جهت حل معضلات کشوری بوده و حتی آریایی های قدیم بعد از استحکام نظام اجتماعی در اراضی جنوب دریای آمو دست به تشکل اجتماعات مردمی زده و شهر بلخ یا بخدی آن زمان را کانون تهذیب و حیات اجتماعی  قرار دادند. در آن زمان مهد تمدن آریایی ها شهر بلخ مشهود از تجمع کثرت نفوس و تنگی جای جهت انکشاف تمدن و حیات مالداری حدود  (8000 – 5000) سال قبل از میلاد دست به مهاجرت زدند (1).

قرار روایات اوستا در مرور زندکی خانوادگی، عشیره یی و قبیله یی ارتقأ حیات صحرا گردی جای خود را به زندگی ده نشینی گذاشت و شهر بلخ به حیث بزرگترین کانون حیات اجتماعی و بیرق های بلند و دیوا های حصین و زیبا عرض وجود نمود و حیات اجتماعی هر چه بیشتر به سوی تکامل قدم گذاشت و نظام اجتماعی کاملتر جای حیات اجتماعی پراگنده خانوادگی را اشغال کرد.

با انکشاف حیات اجتماعی در آریانای قدیم و استقرار نظام سیاسی (دولت) جهت تأمین منافع عامه ضرورت به تشکل نیرو های مردمی و اجتماعات بیش از پیش احساس گردید و این امر موجب شد که زمینه تشکل اجتماعات گسترده تر به میان آید. چنانچه جرگه های محلی بنام سبها Sabha (مجلس عوام) و سیمتی Simathy (مجلس عیان) که نه تنها هسته تشکل اجتماعی در سطح حیات محل بود بلکه بر حسب ضرورت زمان که در جهت حل مسایل مهم حیات ملی نقش ارزنده و تاریخی را بازی می نمود، به میان آمدند (2).

جرگه عبارت از مجلس بزرگ مردمی بوده که نمایندگان با صلاحیت از یک قوم یا اقوام مختلف (که معضله مربوط آنها می شود) روی حل مسأله بزرگ تجمع نموده ابراز نظر می نمایند و جهت بیرون رفت از مشکلات پدید آمده راه های حل منطقی را پیشکش نموده و در تطبیق آن جد و جهد عملی می نمایند.

جرگه ها نه نتها ممیزه اقوام پشتون بوده بلکه در بین سایر اقوام و ملیت ها مانند تاجک، ازبک، ترکمن، بلوچ، قزلباش، نورستانی، پشه یی، ایماق، عرب، و سایر اقوام ساکن کشور به انواع و اقسام مختلف تبارز نموده و جهت بیرون رفت از مسایل و مشکلات عمده ایجاد شده، تدویر یافته و تصامیم لازمی و راه های حل را جستجو می نمایند. و هرگاه مسأله مربوط به بیشتر اقوام و یا موضوع ملی مطرح بحث جرگه قرار گیرد آن را لویه جرگه گفته و نمایندگان تمام ملت گرد هم آمده و بالای موضوع تعمق نوده و راه گشایی معضله را با تصمیم خویش اقبال می بخشند.

لویه جرگه افغانستان یا مجلس بزرگ مردمی در ممالک دیگر نیز وجود داشته که بنام مجلس مؤســـسان یاد می شود. مجلس مؤســـسان در هر دولت در یک زمان معین و صرف برای تدوین و تصاویب قوانین اساسی تدویر مییابد، در حالی که لویه جرگه ها در کشور ما در اوقات بهرانی و خطیر به دعوت شورای ملی، زمامدار دولت و یا به در خواست اکثر نمایندکان ملت تدویر یافته و اجتماع می نمایند و مسایل مهم حیاتی را فیصله نموده، خط مشی حکومت را در هر حال و هر وقت تعیین می نمایند. به این نسبت لویه جرگه افغانستان با مجلس مؤســـسان سایر کشور ها متفاوت می باشد ((3.

این جرگه ها و مجالس ملی عناصر عمده انکشاف و تبارز حیات سیاسی و اجتماعی در جامعه کهن افغانستان گردید. این سنت پر ارزش تا امروز در حیات سیاسی و ملی جامه ما مقام والا و ارجمندی دارد. زیرا جرگه در جامعه افغانی جلسه مهمی است که جهت عملی ساختن مشوره های قومی تشکیل می شود، فیصله آن حیثیت قانون را به خود اختیار می کند.

در مجموع تمام قوانین اجرایی از گذشته های دور در افغانستان به وسیله جرگه ها تعیین و تثبیت می گردید و این قوانین را تمام افغان ها به دیده قدر و احترام نگریسته و در تطبیق آن خویشتن را مکلف می دانند.

هرگاه شخصی با فیصله های جرگه مخالفت نماید مورد تنفر و انزجار همه اقوام قرار می گیرد. بناً جرگه ها حیثیت قوه مقننه را در بین افغان ها دارا می باشد. چنانچه در طول تاریخ سران اقوام و بزرگان افغان ها تمام مسایل داخلی و خارجی جامعه را از طریق همین جرگه ها حل نموده و راه بیرون رفت از مسایل فوق را با مشوره و تصامیم فیصله کن جرگه ها عملی و تطبیق می نمودند.

در جرگه ها علاوه بر بزرگان و ریش سفیدان، خانم های غیور، قهرمان و چیز فهم و جوانان هوشیار و دراک نیز اشتراک می ورزند.

از خصوصیات بارز جرگه های افغانی عدم نفوذ خواست های شخصی افراد و اشخاص در آن می باشد. به این معنی که هیچگاه شخصی نمی توانند خواست ها و منافع خود را بالای جرگه افغانی تحمیل نموده و از جرگه به نفع شخصی خود استفاده سؤ نماید. زیرا نمایندگان اگثر ملت در آن حضور داشته و منافع ملی کشور را همیشه بلند تر از خواست اشخاص دانسته و به آن ارجهیت می دهند.

اهداف جرگه ها اکثراً مسایل عمده ملی بین الافغانی ویا مسایل منطقه یی و کشوری بوده بیشتر روی اهداف تشکیل دولت، تعیین زعامت، مسأله تمامیت ارضی، استقلال و سایر همچو مسایل عمده بحث صورت می گیرد و تصامیم لازم اتخاذ می گردد. اما بعضاً جرگه ها از طرف دولت نیز دعوت می گردد تا روی همچو مسایل عمده ملی کشوری از ملت مشوره گرفته و با تصامیم و نظریات اکثر نماینده های ملت در مواردی مانند وحدت ملی، صلح، نجات کشور از بحران های مختلفه و سایر موضوعات جمع آوری نظریات گردیده و مشوره های لازم ملت را در موارد فوق عملی نماید. به این معنی که جرگه می تواند دولت بسازد و هم دولت نیز می تواند جرگه را دعوت نماید. بناً جرگه ها می توانند جرگه بزرگ ملی باشند و یا لویه جرگه مشورتی. در هر دو صورت تصامیم جرگه منحیث وثیقه ملی حیثیت قانون را به خود گرفته و تمام افراد جامعه افغانی منحیث دساتیر مکلف به تطبیق و تعمیل آن بدون تأمل می باشد.

به هر حال ملت افغانستان در طول تاریخ پر افتخار خویش همیشه سعی کرده است در قضایای مهم و حیاتی یعنی زمانی که مسأله سرنوشت ملت در میان باشد، نمایندگان ملت را غرض رسیدگی به آن در یک محل متمرکز نموده و مشکل یاد شده را با ایشان در میان می گذارد و راه حل معضله را از طریق افکار صائب و آرای عمومی جستجو نماید که این اجتماع تاریخی را لویه جرگه یا مجلس کبیر مشورتی می نامند که بزرگترین ممثل اراده ملت افغانستان است.

لویه جرگه مشورتی صلح نیز یکی از همین مجالس کبیر مشورتی است که بتوان در آن روی مسایل عمده صلح دولت اسلامی افغانستان با طالبان که شامل قالب مذاکرات و روند رهبری مذاکرات، نوعیت مذاکرات بین الافغانی، مشروعیت جنگ بین مسلمانان از دیدگاه اسلام، دست آورد های هژده ساله اخیر مانند، حقوق شهروندی، حقوق زنان، جامعه مدنی، احزاب سیاسی، سکتور خصوصی و بانک ها و از همه مهم نقش کشور های منطقه روی ایجاد صلح در افغانستان، آتش بس و ختم جنگ در کشور می باشد؛ جرو بحث نمود و روی مسایل فوق تصامیم لازمی اتحاد گردد.

از اینکه جنگ فی مابین طالبان با دولت بوده و طی سالیان گذشته هزاران کشته و زخمی دست آورد این جنگ خانمانسوز و ویرانی قرا و قصبات کشور را نیز در قبال داشته پس لازم است تا مذاکرات صلح بین این دو جناح اصلی صورت گیرد. هرگاه در پروسه مذاکرات سایر نهاد های اجتماعی و مدنی نیز اشتراک نمایند، مشکل زا نخواهد بود اما موضوع اصلی این است که صلح بین طرفین جنگ صورت گرفته و رهبری پروسه مذاکرات باید به وسیله افغان ها و بخصوص دولت جمهوری اسلامی افغانستان باشد.

تصور شود که رهبری مذاکرات را هرگاه یکی از کشور های همسایه مانند پاکستان، ایران، چین، روسیه و یا حتی امریکا نماید بالاخره تطبیق صلح در افغانستان به وسیله دولت مشروع افغانستان خواهد گردید. پس چیزی را که دولت در آن غرض نداشته باشد چگونه می توان تطبیق کرد؟

بناً هرگاه صلح پایدار و قطع جنگ برای همیش در این کشور مطمح نظر باشد باید اول ارزشمندی جامعه مدنی، احزاب سیاسی، زنان و دست آورد های اخیر کشور و ملت را نادیده نگرفته رهبری و مذاکرات را دولت افغانستان به عمده گرفته و در رفتن به سوی یک صلح پایدار و تشکل دولت با پایه های وسیع ملی کوشید، تا باشد یک افغانستان مرفه، مترقی و یکپارچه داشته و بدون دست اندازی های اجانب در کنار تمام ملل جهان در یک صلح و ثبات دایمی امرار حیات نماییم.

 با احترام

ماخذ:

  1. احمد علی کهزاد، تاریخ قدیم افغانستان، جلد اول، مطبعه کابل، 1334 شمسی.
  2. میر غلام محمد غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، کابل، مطبعه دولتی، 1346 شمسی.
  3. عبدالله مهربان، تاریخ جرگه های ملی در افغانستان، اکادمی علوم افغانستان، مطبعه وزارت دفاع ملی، 1361 شمسی.

674 total views, 1 views today

onesignal_meta_box_present:
1
onesignal_send_notification:
status:
200
recipients:
604

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

۸