Categories

اعلان

Loading…

قوماندان!؟ | مصطفی عمرزی

صفت منفور «قوماندان» یا به اصطلاح خر-آسانی ها «فرمانده»، در آخرین بروز اجتماعی از درز فاعلی بیرون شد که در مجلس بچه بازی، مصروف تعهد بود. رقابت های مذموم که اعتنایی به اخلاق ندارند، پشتوانه ی رقبایی شده اند که در چهارگوشه ی جغرافیای مورد منازعه ی افغانستان، یکی پی دیگر مسابقه می دهند.

قلم به دستان به اصطلاح خر-آسانی، دست به کار شدند و در قسم معمول حماقت، فاعلی را به حیثیت «فرمانده» رساندند که با پخش هنرنمایی او در برابر یک مفعول، زود همه را خجالت داد. اگر احصائیه ی ادبیات مداحی معاصر خر-آسانی را تهیه کنیم، تخلیقات آن به چند میلیون صفحه می رسد.

نوید یا به اصطلاح مردم «نویدک»، تاریخچه ی زنده ی سلسله ای ست که در 17 سال اخیر، بسیاری از قماش او به ولایت و مارشالی نیز رسیده اند. این مردک هرزه، بی سواد و دزد، تابلوتر از آن است که چیزی به دوسیه ی نقد او بیافزایم. حقایقی که با صورت حال این طبقه ی دنائت پیشه سر می زنند، بار دیگر ما را به تامل بنیانی وامی دارند.

ملیشه سازی از زمان حکومت کمونیستی باب شد؛ هرچند به صورت تاریخی آن (اربکی)، استناد می شد، اما اربکی های تاریخی مقید به قوانین سنتی و تابع دولت بودند. از هفت ثور 1357 تا کنون، قوماندانان دولتی و تنظیمی در دو سوی جبهات جنگ، مردم را تاراج کرده اند. دولت کمونیست، به ویژه در حاکمیت ببرک کارمل که پروژه ی نفاق و شقاق افغانان مسلمان به نام ملیت ها و اقوام عملی می شد، ملیشه هایی را خلق کرد که بدترین تراژیدی های مردم را رقم زدند.

ملیشه های دولتی که از سوی حاکمیت الحادی حمایت می شدند، با تعدی به مردم، پاپند هیچ اخلاقی نبودند. همزمان با آنان، ملیشه های تنظیمی که در بطن تنظیم ها زاده شده بودند، با تفاوت این که گویا مسوولیت دارند مردم را به سوی خدا و پیامبر رهنمون شوند، در مقام حکومت، به حیثیت مردم یورش می بردند؛ هرچند تاراج شهر ها، جزو اعمال افراد و اشخاصی نیز شناخته می شود که به نام قوم، زبان و منطقه به تنظیم های جهادی رو آورده بودند، اما باور های مذهبی افرادی که به اصطلاح 14 سال جهاد کرده بودند، مردم ما را به اسیرانی تشبیه می کردند که زیر حاکمیت کمونیستی، تاپه خورده بودند.

تا حالا که سلسله ی منفور قوماندانان ابقا شده است، تعدی به مردم از جریان قوماندان سالاری رسمی و وحشی ادامه دارد. بیش از یک دهه یک آدمک معمولی که از سلسله ی قوماندان ها بود، تمام افغانستان را از ولایت بلخ به چالش می کشید. مجموعه ی دیگر آنان را حکومت های ائتلافی و خارجی ها، بار دوش مردم کردند.

سلسله ی قهرمانان کذایی، مارشالان دروغین و صاحب منصبانی که تنها در وزارت داخله از یک منطقه ی کوچک به چند صد تن رسیده بودند، ماده ی چرکین قوماندان را به تمام رگه های دولت و اجتماع ترزیق می کنند. در واقع چالش های دو سویه ی پدیده ی منفور قوماندانان محلی، متاسفانه با سیاست های غلط ملیشه سازی های نمونه ی عراق، بار دیگر ما را درگیر افراد منفور، بی سواد و کثیف کردند.

نیرو های دفاع خودی زمان کمونیست ها تا حد ملیشه های وحشی، حکومت مرکزی را با بلایایی مواجه کردند که داکتر نجیب الله از نحوست آنان حتی نتوانست فرار کند. آنان در تبانی با تنظیم ها، هشت ثور را زادند. سیاست های اخیر که به حد حمایت محافل شیعه گری، مردم را مسلح کردند، همه و همه دولت را با چالش مواجه می کنند.

ویدیوی نویدک خان آبادی یا فرمانده ی خر-آسانی ها، با هنرنمایی در برابر یک پسرک مفعول، از خلوت های تفریحی مردمی ست که خوشبختانه بر اثر اهمیت ثبت خاطرات خر-آسانی، مردم را در برابر فساد افرادی قرار می دهد که بر اثر هزاران مشکل، گویا در برابر طالبان، موثر اند.

مخالفان مسلح با رونمایی ویدیو های صد ها قوماندان مسلح از شجاعی تا علی پور و نویدک نیز می توانند اعتبار دولت را خورد کنند. یک بدفعل که در برابر یک مفعول هنرنمایی می کند را به نام مدافع مردم، مسلح می کنند! هزاران تن دیگر در خلوت هایی که هنوز رسانه یی نشده اند، فصل های ناخوانده ی قوماندانان فاسدی را احتوا می کنند که زنده گی افغانان روستایی را بیش از همه، جهنم کرده اند.

دستگیری مار های دم آستین که پس از سقوط عطا، زنده گی طفیلی آنان زبون تر می شود، یک حقیقت دیگر نیز دارد: بقای آنان بدون حمایت های داخلی و خارجی، کمتر از مدتی ست که امثال عطا و نویدک سقوط می کنند.

در سالیان پسین، هرگروه و طبقه اي ولو كه كاره اي هم نبوده اند، بر اثر ضعف دولتداران، زماني كه نتوانسته اند در دزدي ها، چپاول بيت المال و غارت جايداد ها، سهم داشته باشند، از راه هاي مختلف از جمله از طريق رسانه ها، مظاهرات و حمایت های نامشروع، قوماندان شده اند.

متاسفانه بسياري از نمايشات قوماندانان، كارگر واقع می شوند. مسوولان تا حد چشم پوشي به قانون، از اين نمايشات ملاحظه دارند. در اين «بازار بوش»، کمتر کسی از دولتداران نمونه ی تکنوکرات به خودش زحمت داده است كه چرا بايد از هر ناكس، حساب ببرند؟

مشروعیت دولت با آرا و حمایت مردم تامین می شود. در شرایط کنونی که حساب جامعه ی جهانی نیز باز است، کنار کشیدن از عوامل فاسد محلی که گویا با موثریت ضد مخالفان مسلح عنوان می شوند، مشی ستوده ای ست که باید با قلع و قمع تمام دنائت پیشه گان تنظیمی به پایان برسد.    

ویدیوی محفل بچه بازی قوماندان یا فرمانده نوید خان آبادی:

962 total views, 5 views today

onesignal_meta_box_present:
1
onesignal_send_notification:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *