Categories

اعلان

Loading…

عوامل مؤثر در تدریس | مؤلف بنفشه بهار سنا

مؤلف بنفشه بهار سنا   

تدريس امر ساده‌اى نيست. حتی میتوان گفت امر مشکلی است زیرا معلم در تدريس با متغيرهاى متفاوتى سر و کار دارد.  و هر متغییر از خود راه ها و طریقه های جداگانه برای استفاده شدن دارد. معلم سعى مى‌کند با دست‌کارى و کنترل متغيرهاى مختلف، وضعيتى بوجود آورد که يادگيرى (موضوع بسا مهم در تدریس) حاصل شود. شناخت و کنترل همهٔ عوامل و متغيرهاى دخيل کار آسانى نيست و شايد بتوان گفت غيرممکن است. بدون شک، در ايجاد محيط يادگيرى عواملى همچون ويژگى‌هاى معلم و شاگرد، ساخت نظام آموزشی، محتواى آموزشى, ابزار آموزشی که در امر تدریس و تطبیق محتوای آموزشی ممد واقع میشوند و ده‌ها متغير ديگر مى‌تواند مؤثر واقع شوند, بديهى است که معلم نمى‌تواند همهٔ عوامل مذکور را تحت‌کنترل درآورد. ممکن است سوال شود اگر کنترل همهٔ عوامل مذکور امکان‌پذير نباشد، معلم چگونه مى‌تواند شرايط مطلوب را با توجه به دخالت متغيرهاى متعدد و غير قابل ‌کنترل، بوجود آورد. در پاسخ به چنين سوالى بايد گفت: درست است که معلم نمى‌تواند همهٔ متغيرهاى دخيل را تحت‌کنترل قرار دهد، اما شناختن چنين عواملى او را قادر خواهد ساخت که در تنظيم فعاليت‌هاى تدريس، تصميمى آگاهانه بگيرد. اگر معلم از نظريه‌هاى تدريس – يادگيرى شناخت دقيق و علمى داشته باشد، قوى‌تر و دقيق‌تر مى‌تواند در ايجاد وضعيت مطلوب يادگيرى فعاليت کند. شرط مهم در انجام هر کار ابتدا شناخت روش های اجرای آن میباشد. اگر معلم در قدم اول روی شناخت عوامل که میتواند تدریس را مؤثر جلوه دهد توجه داشته باشد, همان است که در عمل پیاده کردن آنها نیز به اشکالی روبرو نخواهد شد. و بخاطر که بتوانیم عوامل مؤثر تدریس را تشخیص کنیم, لازم است ابتدا چند نکتهء در مورد تدریس بدانیم. طوریکه کاملاً هویدا است تدریس به آن قسمت از فعالیتهای آموزشی که با حضور معلم و شاگرد در صنف اتفاق می افتد اطلاق می شود.تدریس بخشی از آموزش است وهمچون آموزش یک سلسله فعالیت های منظم،هدف دار واز پیش تعین شده را در بر می گیرد.

تدریس دردیدگاه های مختلف ماهیت ومعنای متفاوتی دارد. اسمیت به پنج نوع تدریس معتقد است که عبارتند از:

1- توصیفی: بیان مستقیم وصریح دانش ومهارت از طریق معلم به دانش آموز

2- موفقیتی: به این معنی نیست که تدریس صورت نخواهد گرفت مر اینکه یادگیری اتفاق افتاده باشد.

3- ارادی: عملی هدفدار که از اهمیت کارکرد آن در رخداد های آموزشی بستگی به موقیت وباور معلمان دارد.

4- هنجاری: تدریس از منظر هنجاری معطوف به فعالیت های است که برپایه اصول اخلاقی،شواهدواستدلال بنا شده باشد.

5- علمی: فعالیتی است صریح و دقیق که ریشه در تجارب گذشته معلمان ومتخصصان تربیتی دارد.

كاركردهاي  تدريس

اگرکلاس درس رادریک نظام کوچک آموزشی تصورکنیم, تدریس، به تعامل بادانش آموزان گفته می شود که شامل یک سلسله فعالیتهای منظم وهد فداراست وبراساس نقشی که دارد آثاری راچه در درون وچه دربیرون نظام مکتب ازخود برجای می گذارد که به آنها کارکردهای درونی ویابیرونی تدریس گفته می شود.

کارکردهای درونی تدریس

  • ایجاد انگیزه
  • ایجاد عدم تعادل دردانش آموزان
  • کنش متقابل
  • کسب اطلاعات جدید
  • ذخیره سازی و اصلاح مجدد
  • کنترل، هدایت و تحول

  • ايجاد انگيزه

تازمانی که دانش‌آموزان انگیزهء نداشته باشند تدارک فعالیتهای آموزشی کاری عبث خواهد بود. برای ایجاد انگیزه  دانش آموزان باید همراه بامعلمان خود فعالانه دررخدادهای آموزشی مشارکت کنند ویا باحل مسائل ومشکلات عملا” به کسب اطلاعات وبازسازی اندیشهء خود بپردازند. و یک طریقهء ایجاد انگیزه در درون شاگردان برای کسپ اطلاعات, معرفی موضوع درسی به صورت واضح برای شاگردان میباشد. باید هر موضوع که قرار است تدریس شود, ابتدا به شاگردان با دلایل روشن شرح داده شود که چرا این مضمون و این موضوع برایشان در نظر گرفته شده و آموختن آن چی دردی را دوا کرده میتواند. اکثریت شاگردان حتی هنگامی که از مکتب فارغ میشوند, علت مطالعهء بعضی از مضامین را نمیدانند و فکر میکنند سپری کردن امتحان از آن مضمونها عبث بوده در حالیکه چنین نیست و در ضمن هر مضمون و محتوای که از طرف وزارت معارف درنظر گرفته شده و میشود, نظر به ضرورت جامعه مورد مطالعه قرار میگیرد. پس لازم است دلایل مطالعه آنها را دقیق به شاگردان معرفی کنیم. یک مسئله که انگیزه شاگردان را از درس خواندن و مطالعه کردن کم میسازد, بی عدالتی استاد در قسمت ارزیابی شاگردان میباشد. اکثر شاگردان بر این باورند که معلمین بر بعضی شاگردان ترجیع میدهد و همین است که دلزده شده و دیگر میل درونی برای مطالعه وپیشرفت از بین میرود.

  • ایجاد عدم تعادل دردانش آموزان

یکی ازهدفهای اصلی تعلیم وتربیت انتقال دانشآموزان ازدنیای خود محور مبتنی برتجربیات شخصی محسوس به قلمرو دنیای علمی غنیتری است که متضمن ارزشها، بینشها وحقایق متعدد وگوناگونی  می باشد. یکی ازراههای اساسی وعملی تحقق چنین هدفی این است که معلمان درفرایند تدریس ساخت شناختی گذشته دانشآموزان را زیرسوال ببرند وعملاً عدم کارایی یاناکافی بودن آنها را درفرایند مواجه بامسائل جدیدنشان دهند وازآنها دربازسازی وایجاد ساختارهای جدید شناختی حمایت کنند. یک توجهء خاص در قسمت تجارب گذشته شاگردان صورت گیرد  زیرا شاگردان هم انسانهای بی دانشی نیستند که در صنف نشسته اند. توجه کردن به دانش قبلی شاگردان کار تدریس موضوع جدید را آسانتر میسازد.

  • كسب اطلاعات جديد

اطلاعات به اشکال مختلف مانند دانش نظری, دانش روشی, تدابیر عملی وحل مسئله دراختیار دانش‌آموزان قرارمیگیرند. کسب دانش ممکن است ازطرق مختلف مانند گوش کردن, خواندن, کاوش و اکتشاف انجام پذیرد. یقیناً که تدریس با انتقال اطلاعات جدید باید اختتام یابد. هرروزی که شاگرد به مکتب می آید باید موضوع جدید را فرا گیرد.

  • ذخيره سازي  و اصلاح مجدد

ذخیره سازی هنگامی مفید وپایدارخواهد بود که یادگیری معنیدارباشد. اگر یادگیری معنیدار نباشد اصلاح یابازسازی ساختار گذشته امکان نخواهدداشت. درفرایند یادگیری معنیداراست که دانشآموزان تلاش میکنند با مقایسه اطلاعات جدید بااطلاعات قبلی ویاترکیب آن دو ساختار ذهن شان را اصلاح کنند. یاد گیرید معنی دار به همان یادگیری گفته میشود که موضوعات درسی از روی حفظ کردن به حافظه ننشسته باشد بلکه شاگرد قادر به رد یا قبول حقیقی بودن موضوع باشد.

  • كنترل، هدايت و تحليل

کارکرد کنترل وهدایت به این معنی است که تدریس باید آن چنان موثر باشد که اندیشه وهمت دانش‌آموزان رادرفرآیند فعالیتهای زندگی جهت دهد وتحت کنترل درآورد. این کنترل به هیچ وجه به معنی کنترل ازبیرون نیست بلکه یک کنترل درونی است یعنی عمل, اندیشه والگوی شخصیتی معلم آن چنان موردتوجه دانش‌آموزان قرارمیگیردکه خط مشی کلی فعالیتهای آنها راشکل میدهد وموجب تغییر وتحول آنها درفرایند تدریس میشود. چنانکه شاگردان معلم خود را الگوی زندگی خود قرار میدهند, باید معلم هم طوری شخصیت خود را عیار کند که شاگردانی با شخصیت عالی را تقدیم جامعه کند. هرگاه معلم دانست که در میان محیط بیرون که با دوستهای صمیمی خود میباشد و محیط صنف که در آن شاگردان برای آموزش گرد هم آمده اند فرق زیاد وجود دارد, در آن حالت میتوان هوش و حواس خود را فقط بالای تدریس مؤثرانه متمرکز سازد. از مزاق های بی مورد, از کینه گرفتن با شاگرد, بی انصافی در قسمت ارزیابی کردن شاگردان جدً جلوگیری کند تا بتواند به حیث یک معلم مؤفق بارز شود.

عوامل مهم و مؤثر در  تدريس:

هر فعالیت برای اینکه مؤثرانه اختتام یابد بر بعضی عوامل ضرورت میداشته باشد و تدریس نیز بالای بعضی از عوامل اتکا دارد که معلم با توجه به آن  درس را به شکل عینی که لازم است برذهن شاگردان انتقال دهد. عوامل که از نظر روش شناس ها مؤثر نامیده نامیده اند به قرار زیر به معرفی گرفته میشود.

  1. ویژگی های شخصیتی و علمی معلم
  • ویژگی های شخصیتی معلم و نقش آن در تدریس
  • تأثیر شخصیت و رفتار معلم در فرآیند تدریس
  • تأثیر شخصیت علمی معلم در قرآیند تدریس
  1. ویژگی های شاگردان و تأثیر آن در فرآیند تدریس
  2. اثر برنامه و ساختار نظام آموزشی در فرآیند تدریس
  3. تأثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرآیند تدریس

  • ویژگی های شخصیتی و علمی معلم

  • ويژگي‌هاي شخصيتي معلم و نقش آن در تدريس

 

شخصیت معلم از عوامل بسیارمؤثر در تدریس ، هدایت و رهبری دانش آموزان در کلاس درس است . مدرسه با همه ی تدابیر و فعالیتهایش بیش از هر چیز به شخصیت معلم بستگی دارد و همه ی عوامل آموزشی تحت تأثیر او می باشند .

« ابن خلدون »می گوید : در شناخت میزان و کیفیت فرهنگ و تمدن یک جامعه ، پیش از هر چیز این سؤال مطرح می شود که معلمان آن جامعه چه کسانی هستند ؟ امروزه کشورهای پیشرفته و حتی فوق صنعتی ، با وجود پیشرفتهای خارق العاده تکنولوژی ، مخصوصاً تکنولوژی آموزشی ، باز هم معلم ارزش و اعتبار خاص خود را دارد و هنوز هیچ ماشینی نتوانسته است جای او را بگیرد. پس هیچ سازمان تربیتی ، در هیچ شرایطی ، نمی تواند اهمیت و ارزش معلم را انکار کند ، که در این صورت ارزش انسانی ا انکار کرده است ؛ به همین سبب ، امروز در همه ی کشورهای مترقی ، قبل از اینکه به برنامه ی درسی ، ساختمان و وسایل آموزشی بیندیشند ،به فکر معلم هستند ؛ زیرا همگی این واقعیت را دریافته اند و پذیرفته اند که هیچ یک از آنها بدون وجود معلم خوب تربیت شده, نمی توانند منشأ اثر مطلوب واقع شود . اگر چه ویژگیهای شخصیتی معلم ممکن است در موقعیتها ، شرایط و محیط های مختلف ، متفاوت باشد ، اما بطور کلی ویژگیهای شخصیتی او را می توان به شرح زیر خلاصه کرد :

  • معلم نباید هیچ گونه کمبود بدنی که توجه دانش آموزان را جلب کند ، داشته باشد .
  • معلم باید از سلامت جسمانی ، عاطفی و روانی برخوردار باشد ، تا بتواند وظیفه اش را به خوبی انجام دهد .
  • حرکات معلم در کلاس باید گویای معانی درس او بوده و در فهم آنها به دانش آموزان کمک کند .
  • دید و نظر معلم باید همهء دانش آموز را در بر گیرد ، بطوریکه هر دانش آموز احساس کند که مورد توجه ومحبت معلم است و این احساس پیدا نشود که معلم به یکی از آنها بیشتر توجه دارد و بقیه را فراموش کرده است .
  • معلم باید بتواند با بیان خوب و رسا ، گفته های خود را در قالب کلمات مناسب و بسیار ساده و شیرین بیان کند ، تا دانش آموزان بتوانند به راحتی آنرا درک کنند .
  • معلم و دانش آموزان باید بتوانند در یک محیط عاطفی سالم زندگی کنند ، نه اینکه نسبت به هم سردی و بی تفاوتی نشان دهند .معلم باید بتواند هنگام تحریک احساسات و عواطفش ، بر اعصاب خود مسلط باشد و قیافه اش همیشه خوشحالی او را نشان دهد .
  • موفقیت معلم بیشتر بر میزان هوش ، سرعت فهم و انتقال و عمق تفکرش بستگی دارد و باید در مشاهداتش دقیق باشد ؛ بتواند با دانش آموزان با بی نظری و تعصب بحث کند و قدرت برانگیختن یادگیری آنها را دارا باشد .
  • معلم باید بطور روزانه اهداف تدریس خود را مشخص کند و براساس آن طرح درس تهیه نماید و سپس در کلاس درس حاضر شود .
  • زبان معلم باید با سطح فهم و سن دانش آموزان متناسب باشد ، در ماده و موضوع درس خود ، با آخرین یافته های علمی آشنا باشد .
  • خلاصه اینکه ، معلم باید از لحاظ شخصیت چنان باشد که دانش آموزان او را به عنوان یک رهبر و راهنمای مطلع ، مهربان و صدیق بپذیرند و الگوی رفتار خود قرار دهند ؛ زیرا تا معلم از چنین پذیرشی از طرف دانش آموزان برخوردار نباشد ، موفقیت مطلوب را بدست نخواهد آورد.

  • تأثیر شخصیت و رفتار معلم در فرآیند تدریس

معلم باید در رفتار و اعمالش آن قدر بزرگوار باشد تا نمونه والگوی شاگردان قرار گیرد و آنها را آزاده بار بیاورد و به آنها بیاموزد که انسانیت قابل تحقق است و خود نمونهء انسان کامل باشد. و با خلوص نیت خود، در جهت هدفهای الهی و انسانی گام بردارد و در همه حال  متوجه خدا باشد و به او توکل کند. شخصیت معلم حتی نسبت به موضوع درسی بیشتر مورد بحث قرار میگیرد زیرا شاگردان معلم را الگوی زندگی خود قرار میدهند و گفتار و کردار معلم را تقلید نموده شخصیت اورا خط مشی زنگی خود میدانند. معلم باید در رفتار و گفتار خود چنان صادق باشد تا هیچ شاگردی بالای وی انتقاد کرده نتواند و معلم باید آنقدر انتقاد پذیر باشد و شاگردان بدون ترس و لرز انتقاد و پیشنهاد سالم خود را برایش پیشکش کرده بتوانند.

  • تأثیر شخصیت علمی معلم در فرآیند تدریس

هر اندازه معلم دارای رفتار مطلوب انسانی باشد ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان باشد مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد، شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی, معلم را از نظر شاگردان  با ارزش واعتبار می سازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روشهای ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط آگاه وبرآن مسلط باشد و به روشهای جدید روانشناسی و علوم فناوری بویژه روانشناسی تدریس ویادگیری، اطلاعات کافی داشته باشد. حاکمیت معلم بر موضوع که تدریس می نماید و داشتن معلومات آفاقی معلم در مورد مضمون که تدریس می نماید, شخصیت معلم را چند برابر نزد شاگردان بالا میبرد. نرم و ملایم بودن معلم, داشتن رفتار مناسب, آواز مناسب همه و همه در امر تدریس لازم است اما هیچکدام جای حاکم بودن معلم بالای موضوع را پر کرده نمیتواند. باید یاد آور شد که شاگرد اگر چی در صنف که قرار دارد, معلومات اندک میداشته باشد اما از فهم بالای برخورداراست و در یک ساعت میتواند خوب تشخیص کند که استاد وی شایسته گی تدریس فلان مضمون را دارد یا نه. معلم که از لحاظ معلومات ضعیف باشد بیشتر مورد سوال قرار میگیرد ونیز در کنترول صنف از خود ضعف نشان میدهد.

  • ویژگی های شاگردان و تأثیر آن در فرآیند تدریس

آگاهی از فرآیندهای شناختی شاگردان در سنین مختلف از ضروری ترین وظایف معلم است ، زیرافرآیند رشد شاگردان ، علایق و میزان انگیزش، بلوغ عاطفی، سوابق اجتماعی و تجارب گذشته، عواملی هستند که به روش کار معلم در کلاس اثر می گذارند.

دانش آموزان صفات زیادی مانند راستگویی، دروغگویی، اضطراب، شهامت پرخاشگری و بسیاری صفات مطلوب و نامطلوب دیگر با خود از خانواده به مکتب می آورند. معلم باید آگاه باشد بدون شناخت شاگردان و بدون آگاهی از فرآیند رشد ذهنی، عاطفی و اجتماعی و حتی بدون همکاری والدین نمی‌توانند در انجام وظایف آموزشی موفق باشد. یکی دیگر از پر اهمیت ترین عامل مؤثر در تدریس مؤثر همانا شناخت دانش آموز میباشد. همان درس میتواند به شکل مؤفقانه به انجام برسد که معلم از شاگرد خود شناخت داشته باشد. حتی شناخت شاگرد نسبت به حاکمیت معلم بالای موضوع درسی مهمتر میباشد. معلمی که شناخت عاطفی, روانی, جسمی و حتی از طرز زندگی شاگردان خود داشته باشد, میتواند به وجه حسن محتوای کتاب را تدریس کند.

  • اثر برنامه و ساختار نظام آموزشی در فرآیند تدریس

ساختار نظام آموزشی یک جامعه اعم از نگرشها، باورها، برنامه ها وآیین نامه ها … می توانند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهند. آیین نامه های خشک و انعطاف ناپذیر، تصمیم گیریهای غیر تخصصی ، گزینش معلم، توجه یا عدم توجه نظام آموزشی به نیازهای شاگردان و جامعه, عدم نظارت و کنترل سالم و ارزشیابی های اصولی و غیر اصولی و … همه می توانند تدریس معلم را تحت شعاع قرار دهند.

پس برنامه باید متکی بر رشد همه جانبهء شاگردان در رسیدن به هدف آموزش و پرورش و رفع نیازهای آتی و آنی شاگردان و جامعه باشد.

نه انتقال برنامه ها و محتوی درسی از یک نسل به نسل دیگر، برنامه برحسب نیاز منطقه و توانایی شاگردان تنظیم شود، یادگیری مواد درسی، پیوسته همراه با کشف و حل مساله باشد نباید مقید به یک متن از پیش تعیین شده و قالبی و کلیشه ای باشد. معمولاً کشورهای در حال رشد و پیشرفت میباشند که نظام آموزشی آنها همگام با نیازهای جامعه آنها تهیه میگردد. هر قدر که نظام آموزشی بر پیشرفت توجه داشته باشد, همانقدر جامعه رو به رشد قرار میگیرد. کتاب های درسی شاگردان باید طوری تهیه گردد که رشد همه جانبهء شاگردان مانند رشد ذهنی, عقلی … و غیره را در نظر بگیرد. در قسمت گزینش معملین برای تدریس هر مضمون باید عاقلانه توجه صورت گیرد. همان معلم که در رشته خود تخصص دارد و حاکم است باید تدریس کند. مشکل عمده که ما  در مکاتب کشور داریم این است که اکثراً معلمین ما خلاف رشته و مجبور به تدریس مضمون میباشند که این خود پیشرفت شاگردا را مانع میشود.

  • تأثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرآیند تدریس

علاوه بر معلم، فضا و تجهیزات آموزشی مناسب، در کیفیت تدریس معلم بسیار مؤثر است.

نداشتن میز ونیمکت، کیفیت نامطلوب تخته گچی، عدم نور کافی،صنوف سرد و تاریک با پنجره های مشرف به خیابان، کثیف بودن صنف و نداشتن امکانات ورزشی وزمین بازی و کتابخانه و آزمایشگاه و …. می توانند روش تدریس معلم را تحت تأثیر قرار دهند. البته از بارزترین مشکل که ما فعلا در مکاتب خود ما داریم همین مسئله است که سالهای درازی است که نا حل مانده. شاگردان در خیمه ها در زیر باران و یا هم در هوای داغ تابستانی مشغول درس خواندن و معلم مشغول درس دادن میباشند. نکته اساس که درس معلم را برهم زده و معلم را نالایق جلوه میدهد نداشتن فضای مناسب درسی میباشد. تجهیزات درسی که در بعضی مکاتب اصلا وجود ندارد. اگر معلم بالای موضوع درسی حاکم باشد, اگر روشهای تدریس را به شکل مسلکی خوانده باشد, اگر کتابها هم با معیارهای جهانی تالیف شده باشد و رشد همه جانبه شاگردان را در نظر گرفت باشد و اما فضای مناسب برای تدریس و تجهیزات لازمی آموزشی وجود نداشته باشد, تمام تلاش ها ناکام می انجامد. بناٌ باید اقرار کرد که فضا و تجهیزات آموزشی عوامل بسا مؤثر در امر تدریس بوده میتوانند و نباید آنها را دست کم گرفت. هر زمانی که میخواهیم کیفیت تدریس معلم را ارزیابی کنیم, باید به عوامل مهمتر نظیر فضای صنف و تجهیزات آموزشی توجه داشته معلم را قضاوت کنیم. در غیرآن قضاوت ما عادلانه نمیباشد.

علی پور علیرضا در مقالهء تحت عنوان برنامه ریزی درسی در مورد عوامل مؤثر در تدریس خوب بیان داشته است که دانش آموز هنگامی مطالب و مفاهیم درس را بهتر و آسانتر یاد می گیرد ، که از هر نظر آمادگی لازم را داشته باشد ؛ یعنی هم نیاز به یادگیری را احساس کند و هم بتواند یاد بگیرد و تجارب و آموخته های خود را به موضوع درس جدید ارتباط دهد ؛ از این رو معلم باید راهی برای شروع و مقدمه درس پیدا کند . هدف معلم از مقدمه چینی این است که دانش آموزان را به فضای درس بکشاند و دقتشان را برانگیزد ؛ بطوری که بی اختیار به درس توجه کنند . اگر توجهء دانش آموزان در هنگام شروع درس جلب نشود ، دیگر به سختی می توان در ادامهء درس ، توجهء آنها را جلب کرد . موفقیت تدریس معلم در بیشتر درسها بر دقایق اولیهء کلاس ، شکل مقدمه ، روش اجرا و نتیجهء که دانش آموزان از آن می گیرند ، بستگی دارد و اگر معلمی در این مرحله از شروع درس هراسان و مضطرب باشد و بدون اعتماد به نفس عمل کند ، نه تنها در آن درس موفقیتی نخواهد داشت ، بلکه در سایر درسها و در طول سال تحصیلی با مشکل جدی مواجه خواهد شد ؛ مخصوصاً این خطر برای معلم وجود دارد که دانش آموزان او را معلمی ضعیف بدانند. و وی نکات ذیل را در تدریس خوب عومل مؤثرمی داند:

  • ویژگی های مقدمه

  • حواس دانش آموزان را متمرکز کند .
  • کوتاه باشد . البته مدت آن بستگی به نظر معلم دارد .
  • آسان و مفهوم آن با سطح سنی و ذهنی دانش آموزان متناسب و هماهنگ باشد .
  • درس را بطور ضمنی و غیر مستقیم به دانش آموزان معرفی کند .
  • به تجارب و دانستنی های قبلی دانش آموزان متکی باشد و توجه و دقت آنها را برانگیزد .
  • انگیزه تفکر و پرسش و پاسخ را در دانش آموزان ایجاد نماید .
  • دانش آموزان را برای آموختن موضوع جدید تشویق کند .

  • مراجعه به درس قبلی

معلم در آغاز درس ، ناگزیر است به درس قبلی مراجعه کند ،

تا از میزان و کیفیت یادگیری دانش آموزان آگاه شود و درس را بر پایه ی محکمی قرار بدهد ؛ بخصوص که در بیشتر درسها ، موضوعات کاملاً به هم پیوستگی دارند و دانش آموزان باید این پیوستگی و وحدت را دریابند.

معلم ضمن مراجعه به درس قبلی باید دانش آموزان ضعیف و یا آنهایی که خوب مطالعه نکرده اند را ، بشناسد و به نقاط ضعف آنها پی ببرد.

  • موضوع درس

  • موضوع درسی باید از لحاظ کمی با سن زمانی و عقلی دانش آموزان متناسب باشد .
  • تفاوتهای فردی آنها را کاملاً در نظر بگیرد.
  • اگر موضوع درسی خشک و خسته کننده باشد ، معلم می تواند با تنظیم آن در یک قالب فکری جامع و منطقی ، درس را برای دانش آموزان نشاط انگیزکند .

  • روش تدریس

نقش اساسی معلم در تدریس این است که موقعیت آموزشی را چنان فراهم و آماده سازد ، که دانش آموزان شخصاً فعالیت کنند .

هیچ یک از روشهای تدریس ، روش قطعی و کامل نیست ؛ بنابراین ، معلم باید از این روشها الهام بگیرد و خود بهترین و مناسب ترین روش را کشف کند ؛ ولی آنچه که مسلم است ، هر قدر روش تدریس ، روش فعالتر باشد ، یعنی دانش آموز شخصاً فعالیت کند ، بفهمد ، اختراع کند و یا اختراعی را بازسازی کند ، می توان امیدوار شد که در آینده فردی بارآید که توانایی تولید و آفرینش را داشته باشد .

  • نظم و انضباط

بدون نظم و انضباط در کلاس ، معلم عملاً قادر به انجام هیچ کاری نیست . معلم باید نظم بخشیدن به کلاس درس را پیش نیاز تدریس بداند و همیشه پس از برقراری آرامش در کلاس ، تدریس را شروع کند . اگر معلم از قبل برنامه و آمادگی لازم را برای اداره ی کلاس و تدریس داشته باشد ، از بسیاری از دردسرها و مشکلات احتمالی کلاس و فشارهای روانی و عصبی ناشی از آن پیشگیری خواهد کرد . مسلماً بسیاری از رفتار و اَعمال نامطلوب و شرارت دانش آموزان از آنجا ناشی می شود که آنها واقعاً نمی دانند در مقابل مشکلات چه باید بکنند و از اموری که باید انجام دهند ، آگاهی لازم را ندارند و یا اینکه در انجام فعالیتها و تکالیف خود ناتوان هستند . معلم می تواند با ارائه اطلاعات مناسب ، دانش آموزان را در جهت رفع موانع و مشکلات خود ،یاری نماید ، و توانایی هایشان را برای حل مشکلات و انجام تکالیف افزایش دهد ؛ همچنین معلم باید تلاش کند روشهای تنبیهی را بلافاصله پس از مشاهدهء عمل خلاف در کلاس به کار گیرد . تا دانش آموز خاطی به ارتباط بین عمل خود و نتیجه ی آن پی ببرد .

  • خلاصه درس

بیشتر متخصصان تعلیم و تربیت توصیه می کنند که معلم باید در پایان تدریس خود ، خلاصهء از نکات مهم درس را روی تخته گچی یا وایت بورد بنویسد و یا بصورت شفاهی به دانش آموزان بگوید . معلم باید در خلاصه درس ، شرایط زیر را رعایت کند :

  • در ارائه خلاصه درس ، باید ترتیب منطقی درس رعایت شود .
  • خلاصه درس باید در برگیرندهء نکات مهم درس و همراه با ذکر مثالهای لازم برای توضیح هر یک از نکات باشد .
  • خلاصه نویسی روی تابلوی کلاس ، حتماً باید بوسیلهء خود معلم و با خطی خوانا انجام گیرد و در صورتی که خلاصه نویسی دارای کلمات دشواری باشد ، باید معلم آن کلمات را مشخص کند و سپس آنها را به دقت و شمرده بخواند .
  • خلاصه نویسی ممکن است باعث شود که دانش آموزان خود را از مراجعه به کتاب درسی و مطالعهء عمیق بی نیاز احساس کنند ؛ از اینرو معلم باید خلاصهء درس را به گونه ای تهیه و تنظیم کند که دانش آموزان به مطالعه نیازمند شوند .

  • آمادگی قبلی

موفقیت هر معلم در کارش به آمادگی قبلی او برای تدریس بستگی دارد . معلمی که به معلومات و یا اطلاعات موجودش قناعت می کند ، به تدریج به رکود ذهنی و ضعف علمی دچار خواهد شد و این امرنیز از ارزش و اعتبار او خواهد کاست.

معلم قبلاً باید بداند که درس خود را از کجا شروع و کجا پایان خواهد داد ، وگرنه وقت کلاس را تلف می کند و به نظم و انضباط آن لطمه می زند .

آماده کردن درس ، کمیت وکیفیت معلوماتی را که باید به دانش آموزان داد ، روشن ومعین کند .

مطالعهء قبلی ، معلم را از صورت ماشینی شدن در تدریس در می آورد ، و کار او را همیشه تازه می گرداند.

  • تهیه طرح درس

یکی دیگر از مهارتهای بسیار مهم معلم پیش از تدریس ، تهیه و تنظیم طرح درس است . طرح درس ، نقشه و راهنمایی است که معلم براساس آن محتوای آموزشی را راحتتر ، دقیقتر و منظم تر به دانش آموزان ارائه می دهد. داشتن طرح درس برای هر معلم بسیار لازم و ضروری است ؛ زیرا :

    • معمولاً معلمان نمی توانند تمام مراحل و جزئیات تدریس را در ذهن خود نگه دارند ، ولی داشتن طرح درس این مشکل را برطرف می سازد .
    • از آنجا که طرح درس براساس اصول و قواعد معینی تهیه و تنظیم می شود ، باعث می گردد که عوامل اصلی در جریان تدریس در نظر گرفته شوند .
    • طرح درس ، توجهء  معلم را به انتخاب روشها و فنون مناسب تدریس برای درسهای مختلف جلب می کند .

  • معلمی که بدون برنامه ، طرح درس و آمادگی قبلی در کلاس حاضر می شود ، با ناکامی روبرو می شود .

  • ارزشیابی

یکی از فنون تعلیم و تربیت که هیچ معلمی از آن بی نیاز نیست ، آشنایی با شیوه های نوین ارزشیابی است . ارزشیابی از یک طرف بعنوان کنترل کننده تمامی عناصر تعلیم و تربیت ، مانند هدف ، برنامه ، روش و وسایل آموزشی و از طرف دیگر بعنوان روشی برای شناخت و هدایت فعالیتهای تحصیلی دانش آموزان به شمار می رود . ارزشیابی یکی از ارکان اصلی و جدایی ناپذیر آموزش و پرورش است ؛ بنابراین ، یکی از صلاحیتهای فردی برای اِحراز شغل معلمی ، داشتن دانش نظری و مهارت عملی در زمینه ی ارزشیابی است .

خلاصه و نتیجه گیری

همانطوریکه در آغاز گفته شد که تدریس امر سادهء نیست اکنون بر تاکید آن اقرار میکنم که تدریس نه تنها امر ساده نیست بلکه یک پروسه بسیار مغلق است. هر تدریس بستگی به مدرس دارد و  یک معلم وقتی میتواند بر مشکلات تدریس غلبه کند که عوامل مؤثر آنرا شناسایی کند و اینکه آن عوامل را چطور مؤفقانه پیاده کند به مهارت و تجربه بستگی میداشته باشد. عمده ترین عوامل که در تدریس سهم دارند عبارت اند از:

  • ویژگی های شخصیتی و علمی معلم
  • ويژگي‌هاي شخصيتي معلم و نقش آن در تدريس
  • تأثیر شخصیت و رفتار معلم در فرآیند تدریس
  • تأثیر شخصیت علمی معلم در فرآیند تدریس
  • ویژگی های شاگردان و تأثیر آن در فرآیند تدریس
  • تأثیر فضا و تجهیزات آموزشی در فرآیند تدریسویژگی های مقدمه
  • مراجعه به درس قبلی
  • موضوع درس
  • روش تدریس
  • نظم و انضباط
  • خلاصه درس
  • آمادگی قبلی
  • تهیه طرح درس
  • ارزشیابی

معلم از لحاظ شخصیتی باید بسیار بزرگ باشد چون هر معلم یک رهنما برای شاگردان است. از لحاظ علمی باید آنقدر بالا باشد و آنقدر معلومات آفاقی داشته باشد که اصلا زمینه برای شاگرد مساعد نشود تا معلم را ضعیف خطاب کند. در مورد شاگردان شناسایی دقیق داشته باشد تا در قسمت نمرده دادن که خود ایجاد انگیزه در درون شاگردان میباشد, کوتاهی صورت نگیرد. معلم چون نقش الگو را دارد, شاگردان از اخلاق, طرز گفتار و کردار او و همچنان از شیوه های تدریسی را که استفاده میکند تقلید میکنند. بنابرین معلم باید صادق باشد.

در نتیجه باید گفت که در نظر گرفتن عوامل تدریس میتواند در موفق شدن تدریس نقش بارز داشته باشد. بناً ما معلمین بخاطر بهتر ساختن تدریس خود و بخاطر خوب نتیجه گرفتن از تدریس مان باید بر شناخت عوامل مؤثر تدریس خوب توجه جدی داشته و بر آنها تکیه کنیم.

منابع و مآخذ

  1. http://www.aftabir.com/science/education/way_teachingtheory_factors_area.php تأثير فضا و تجهيزات آموزشى در فرايند تدريس
  2. http://www.aftabir.com/science/education/way_teachingtheory_factors_program.php#original ity تأثير برنامه و ساخت نظام آموزشى در فرايند تدريس
  3. http://www.aftabir.com/science/education/way_teachingtheory_factors_teacher.php ويژگى‌هاى شخصيتى و علمى معلم, علی پور علی رضا
  4. http://www.ettelaat.com/etiran/?p=163712 عوامل موثر بر تدریس خوب

24 total views, 1 views today

onesignal_meta_box_present:
onesignal_send_notification:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *