Categories

اعلان

Loading…

در امور امنيت و دفاع به بي راهه روانيم/ ق، ب

سكتور امنيتي و دفاعي افغانستان چند وظيفه و مسووليت معياري و گريز ناپذير ملي دارند. درين مختصر تناسب نيرو ها، مسووليت پذيري رهبري اين سكتور در قبال وظايف ملي شان، انجام وظايف انها، شيوه و موثريت رهبري و عملكرد نيرو ها و نتايج انرا به بحث ميگيريم:

١- ستر سرحدات، دفاع از تماميت ارضي، جلوگيري از تعرضات خارجي بر قلمرو كشور:
نيرو هاي دفاعي و امنيتي ما يكجا با دسته جات محلي، و خيزش هاي مردمي قريب به پنجصد هزار نفر مسلح است. همهٓ نيرو ها حد اقل هشتاد در صد زمان خويشرا در احظارات جنگي و مصروفيت هاي نظامي به سر ميبرند، اما؛
– سرحدات شرقي، جنوب شرقي و قسمت عمدهٓ غرب، به طول چند هزار كيلومتر و عمق ده ها كيلومتر، از زمين و هوا به روي افغان و غير افغان باز است. از راه هاي بز رو تا نيمه شاهراه ها در اختيار جنگجويان مخالف دولت قرار دارد و در انتقالات، اكمالات، باج گيري ها، قاچاق، انتقال جان باخته ها و زخميان خود از آن استفاده مينمايند. يعني كه اين ساختار فيل پيكر دفاعي و امنيتي افغانستان سرحدات را ستر ننموده در حاليكه حداقل قسماً ميتواند!

٢- محافظت جغرافياي حاكميت دولتي در داخل قلمرو:
جزوتام هاي اردو، كماندو هاي جنگي و تعرضي، قطعات خاص عملياتي پوليس و امنيت ملي، نظم عامه، محافظت شاهراه ها، قطعات محلي مردمي… شايد در هزاران نكتهٓ كشور از بزرگي قول اردو تا خوردي دلگئ، بگونهٓ كمربندي، زنجيره يي يا جزيره يي موَظف هستند و حضور هم دارند و بگفتهٓ اولياي امور خوب مجهز هستند و از حمايت زميني و هوايي نيز بهره مند اند اما طالب كه در سال ٢٠٠١ از تمام جغرافياي افغانستان به اصطلاح ” محو” گرديد، پس از هفده سال، تحت نظارت شديد امنيتي و نظامي پنجاه كشور قدرتمند دنيا در راس امريكا، در سال ٢٠١٨ بر بيشتر از چهل در صد جغرافياي داخل كشور تسلط و حاكميت دارد و خانواده دو نفري شان ( طالب و القاعده) به خانوادهٓ ٢٣ نفري ( طالب، القاعده، شبكه حقاني، داعش، لشكر طيبه، جيش محمد، جنبش اسلامي ازبيك…) تبديل گرديده است! يعني كه اين ساختار فيل پيكر دفاعي و امنيتي افغانستان در كُل نه تنها كه جنگ پيروزمندانه نداشته بلكه دفاع مناسب هم نتوانسته است.

٣- انفاذ قانون، نظم عامه، ثبات:
افغانستان بيشترين ارقام ترور و اختطاف در جهان را دارد، قهرمان توليد و ترافيك مواد مخدر است، داشته هاي كمياب و ناياب ما از آهن تا يورانيم و ليتيم غارت ميشود، مال و ناموس باشندگان سرزمين در امان نيست، همه روزه اطفال وطن مورد ظلم، شكنجه و سوٓ استفاده قرار ميگيرند، ابتدايي ترين حقوق زنان كشور تأمين نيست، فساد، رشوه و اختلاس بيداد ميكند، مافيا از معده تا جيب باشندگان سرزمين حكمفرمايي و كنترول دارد…
يعني كه دو نهاد فيل پيكر امور داخله و امنيت ملي افغانستان با كميت ده ها هزار نفر، اسلحه، مسلك و تكنالوژي معاصر در يكي از موارد ياد شده هم موفق نبوده است.
حال از جمع ده ها دليل، چند دليل اين وضعيت اسفبار، منفي و خطرناك را مرور مينماييم:

١- نبود ارادهٓ بين المللي براي تغيير وضع:
آيا حاكمان بين المللي ارادهٓ تغيير مثبت اوضاع در افغانستان را دارند؟ آيا تامين صلح واقعي، ستر سرحدات افغانستان، تسلط قوي دولت افغانستان بر قلمرو كشور، نظم عامه و انفاذ قانون در مقابله با منافع و اهداف درازمدت قدرت هاي بزرگ قرار ندارد؟

٢- نبود ارادهٓ واقعي در داخل نظام براي تغيير وضع:
آيا ستون پنجم و استخبارات نفوذي بيگانه در داخل نظام مجال حركت واقعي بسوي صلح، ستر سرحدات، تسلط بر قلمرو، نظم عامه و انفاذ قانون را خواهند داد؟ آيا اي اِس اي، سپاه پاسداران…امنيت ملي افغانستان را مجال سربلند كردن و دفاع ستراتيژيك از منافع ملي و امنيتي كشور را خواهد داد؟
آيا مافيا و چپاولگران داخلي، فاسدین بزرگ، تجاران و دلالان سیاسی اجازهٓ اينرا خواهند داد كه قانون نافذ و امنيت تامين گردد؟

٣- روابط، مصلحت ها، منافع فردي و گروهي، سليقه ها و سيستم گريزي:
چند چوكي به كدام گروه بايد داده شود؟ فلان بزرگوار بايد راضي نگهداشته شود، امريكا سپارش فلاني و انگلستان سپارش فلاني را نموده بايد وزير و سفير شوند، اگر فلاني را برطرف كرديم شهر را مسدود ميكند، اگر فلاني را تبديل كرديم ولسوالي را سقوط ميدهد…. برادر وكيل صاحب است، پسر وزير صاحب است مقررش كنيد…
بدينگونه امور لازمي و ضرورت هاي واقعي در دولتداري فراموش شده اند. مصلحت هاي مقطعي جاي كار هاي ستراتيژيك لازمي و سيستم سازي را گرفته است. بجاي اينكه يكبار يك پُل اساسي بسازند تا مشكل عبور از دريا حل شود، هزار بار كلوخ زير پا ميگذارند و ميگذرند.

٤- زمام امور بدست بيكارگان و بي مسلكان:
در كشوريكه جنگ داغ چند بُعدي را از سر ميگذراند، امور بزرگ مديريتي را به چند نوع افراد سپرده اند:
– گروپ كوچكي از دلالان سياسي بي مسلك كه سالها و در هر دولت بر گُرده هاي ملت سوارند.
– گماشتگان استخباراتي بيگانگان. کشور های متعدد دنیا در پهلوی حضور نظامی و سیاسی، بواسطهٓ جواسيس استخباراتي شان عقب اكثر ميز هاي تصميم گيري در قدمه هاي مختلف حضور و شراكت تصميم گيرنده دارند.
– مفسدين، عناصر مافيايي. به وفرت افرادي را سراغ داريم كه مدير ارشد است تا از آدرس مقام دولتي خود امور غارتگري معادن را در محلش محافظت بتواند يا با مصوونيت سياسي و حقوقي كه دارد رونق قاچاقش را برقرار نگهدارد.
– نسل جوان ( متعهد، پاك، تحصيل كرده). اما بي تجربه، بعضاً غرق در تجملات و لذت هاي ظاهري قدرت و صلاحيت كه آشنايي با زبان انگليسي و كامپيوتر، نكتايي زيبا و بوت براق اوج خوشحالي ها و ارضاي شان است و دنيا را فتح شده ميپندارند. اين دسته متاسفانه بي خبر از حيله هاي گُرگ هاي باران ديده و حيله گر در خدمت اجراي پلانهاي بزرگ قرار داده شده اند. بيشتر روبات هاي اجراييوي هستند تا عناصري كه اول فكر و بعد عمل كنند. البته كه جوان آينده ساز است اما اول پرورش و تمرين بدهيد، آماده بسازيد بعد به سفر مبارزه با چالش ها بفرستيد. بدون اماده سازي و امتحان مسووليت سپردن، جوان و محيط مسووليتش را به گوسفندان قرباني مبدل ميسازد.
– انگشت شمار انسانهاي وطندوست، متعهد، مسلكي و پاك كه متاسفانه چيده، چيده شكار توطيه ها و بهانه ها گرديده كنار زده ميشوند.
اين از جمله شاهكار هاي ناب و قابل ثبت در كتاب ريكارد هاي جهاني است كه در افغانستان، كشوريكه مركز مقابله هاي منطقوي و جهاني در عرصه هاي سياست، اقتصاد، استخبارات و توانمندي هاي نظامي است زمام رهبري امور دفاعي، امنيتي و استخباراتي سالهاي سال به انجنير مُلكي، مخابره چي، كمپودر و معلم سپرده ميشود. مگر اين يك معمول تصادفي است؟
شهر غزني در آتش جنگ ميسوزد و سقوط ميكند. وزارت امور داخلهٓ ما بسكيت ميفرستد و ميگويند كه پوليس سنگر را ترك نكرده اما به ساحات اطراف متواري شده است، وزارت دفاع ما ارقام تلفات را ندارد و اين حادثه را مقام افتخار در تاريخ نويسي ميداند. زبان گويندگان را احترام ميگذارم اما گوش هاي من از شنيدن آن كنفرانس خبري غرق در آب خجلت شد.
طالب زخمي ها و كشته هاي خود را با طي مسافت چند صد كيلومتري به كويته و پشاور ميرساند اما سربازان زخمي ما تا شفاخانه ها در فاصله هاي چند ده كيلومتري انتقال يافته نميتواند. يا اجساد شهدا در گرماي بالاي چهل درجه آماس ميكنند. اما مسوولين حد اقل شهامت اينرا ندارند كه بجاي بسكيت فرستادن از روح سرباز شهيد شان كه جسدش در موضع آماس نموده معذرت بخواهد.
٥- بي كفايتي، عدم تجربه و تخصص، بي مسووليتي و عدم تعهد:
فردي كه جَو دو اسپ را تقسيم نتواند چگونه ميتواند گدامدار خوب سيلو باشد؟ اكثريت قريب به آراي مديران ارشد نظامي و امنيتي در هفده سال گذشته يا سردسته هاي گروه هاي جنگي غير مسوول، يا نظاميان مادون و يا چهره هاي تشريفاتي سياسي بوده اند كه از مسلك و تجربهٓ مديريت ارشد نظامي بي بهره بوده اند. در اتاق هاي تصميم گيري جنگ با خريطه هاي نظامي مانند كاغذ و پنسل رسامي كودكستانها برخورد ميشود.
كسيكه تجربهٓ مديريت يك ماموريت سمت پوليس را ندارد بايد نقش جنگ، دفاع و انفاذ قانون از جانب پوليس را مديريت كند. چي توقع ميتوان داشت.
جنرالانيكه تجربهٓ بالاتر از قومانداني كندك و لوا را ندارند بايد امور جنگ و دفاع يك اردوي دوصد هزار نفري در بُغرنج ترين جنگ قرن را بايد مديريت نمايند.
اشخاصيكه حد اقل (الف) الفباي استخبارات را بلد نيستند بايد امور استخباراتي بي سابقه دار ترين جنگ تاريخ معاصر بشريت را مديريت نمايند.
… چي توقعي غير از وخامت بيشتر اوضاع و از هم پاشي تدريجي نظام ميتوان داشت…
فاجعهٓ غزني را نمونه ميگيريم:
حد اقل دو ماه قبل تصميم مخالفين مبني بر حمله و خطر سقوط شهر غزني زبانزد عام و خاص بود. به نظرم كه اين خطر را همه احساس ميكردند جز مسوولين و مديران امور كه تا آخرين لحظات عينك دودي بر چشم و پنبه در گوش داشتند.
شهر غزني كه بواسطهٓ هزاران فرد مسلح دولتي مجهز با اسلحهٓ خفيف و ثقيل، وسايط زرهي، توپ و تانك محافظت ميگرديد بدست يك نيروي چند صد نفري (ايله جاري) با اسلحهٓ خفيفه تصرف و ويران شد و به آتش كشيده شد. هزاران سرباز و افسر دولت متفرق يا بگفتهٓ يكي از اولياي امور متواري گرديدند.
بعد ازينكه شهر ويران شد مديران ارشد دفاعي و امنيتي تحت فشار عامه تصميم به بازپسگيري غزني گرفتند و اين كار در ظرف ٩٦ ساعت ممكن گرديد. يعني كه ظرفيت وجود دارد اما اراده يا اجازهٓ دفاع و محافظت وجود ندارد.
آيا نميشد كه عين ظرفيت ها براي جلوگيري حوادث قبل از وقوع بكار گرفته شوند؟ فورمول تعرُض و دفاع را حتي يك بريدمل جوان اردو هم ميداند كه براي تهاجم سه برابر نيرو نياز است تا براي دفاع.
با ظعف مديريت تان باعث تلفات صدها نفر و ويراني شهر نميشديد، بجاي فرستادن نوش داروي بعد از مرگ بموقع دفاع و تصفيه ميكرديد.
وقتيكه هزاران نفر براي پس گيري و تصفيهٓ غزني داشتيد آيا قبل از حمله و تاراج طالبان چند صد مرد جنگي نداشتيد كه مدافعه را تقويه نماييد؟ يقيناً كه داشتيد اما شايد كفايت و اراده نداشتيد، يا هم احازه ؟!؟!
٦- اردوي اجير:
تاريخ بشريت بياد ندارد كه كدام لشكر يا اردويي بدون انگيزه برندهٓ كدام نبرد سازنده شده باشد. مزد مادي آن هم بخور و نميرهيچگاهي عامل موفقيت در جنگ هاي بزرگ نشده.
اردويي را كه ده ها سال با ارزش هاي ” مكلفيت عسكري” و “خدمت زير بيرق” براي اين وطن و محافظت از آن به پا ايستاده بود يك و يكبار اردوي اجير، معاش بگير و بي انگيزه ساختند. اكثريت صفوف نيرو هاي دفاعي و امنيتي افراد بيكار و بي سرنوشت جامعه بوده اند كه در نهايت احتياج در بدل ده هزار افغاني معاش سلاح برداشته اند.
خوب منطقاً كه چنين يك سرباز اجيز برابر با ده هزار افغاني تعرض يا دفاع ميكند. انتظار بيشتر ميتوانيد داشته باشيد؟ اگر اين معيار از اردوي امريكا كاپي شده اشتباه جبران ناپذير است. آن سرباز آمريكايي كه در عين جزوتام سرباز افغان و در عين عمليات دفاعي يا تهاجمي شركت ميكند بيشتر از ده هزار دالر معاش ماهوار، انواع بيمه ها و تضمينات عمري دارد كه تنها يكماه معاشش برابر ميشود با هفتادو سه ماه معاش يك سرباز افغان.
انگيزه، باور يا ارزش هاي معنوي؟؛
وقتي سرباز افغان ميبيند كه با خاكش، سرحدات كشورش، بيرقش… از جانب زورمند، فاسد، مافيا يا دلال سياسي بار بار معامله ميشود با كدام روحيه، اعتقاد يا انگيزه بجنگد؟؟؟
هاي مردم!
كسي هست كه اين پيامها را به جلالتمأب سرقوماندان اعلاي نيرو هاي مسلح و شوراي شانزده نفري امنيت ج.ا.افغانستان برساند:
– كارد به گلو رسيده.
– رفيق يا حريف سياسي وقتي ارزش دارد كه زير پاي هردو طرف زميني براي ايستادن باشد. ابتدا زمين را نگهداريد باز رفاقت يا رقابت اختيار شما.
– فقط پنج در صد قاطعيت، تعهد، سيستم سازي و ظوابطي را كه وعده ميدهيد عملي سازيد، وضع از بنياد تغيير خواهد كرد.
– موفقيت درجنگ يا رسيدن به صلح نا ممكن است اگر نظام غرق در معامله، رابطه، ملحوظ، ايجاب… يا فرمانبرداري از بيگانه باشد.
– ظابطه ها را عملي كنيد، اعتماد كنيد ولي حساب بگيريد. امور دولتي را امانت ملت بدانيد و به احتياط رهبري كنيد.
بجنبيد و اِلا فردا ناوقت است!
تاريخ جنگ هاي افغانستان نشان داده كه بعد از حوالي لوگر، وردگ و غزني هميشه نوبت كابل بوده است.
لطفاً در رهبري و سوق و ادارهٓ نيرو ها بازنگري نماييد. سيستم مدافعه و محافظت شهر ها و نكات ستراتيژيك را بازنگري نماييد، بر آرايش نيرو ها و صورت استفادهٓ آن تجديد نظر نماييد. مديران با كفايت و بيدار بگماريد و يا مديران و مسوولان موجود را از خواب بيدار نماييد.
محكمهٓ خاص نظامي قضيهٓ غزني را ايجاد نماييد تا مسوولان در بخشهاي ذيل حد اقل به دليل بي كفايتي و غفلت وظيفوي محاكمه گردند:
– اتاقهاي تصميم گيري هاي نظامي و امنيتي در خصوص ولايت غزني
– اتاقهاي ارزيابي و تحليل اطلاعات و محاكمهٓ وضعيت.
– مسوولان گذارشدهي وضعيت به سرقومانداني اعليٓ.
– آناني را كه از غزني شجاعانه دفاع كرده اند مكافات نماييد. به مجروحين و بازماندگان شهدا رسيده گي نماييد، خسارات ملكي را جبران نموده از متضررين دلجويي نماييد.
باشد كه چنين يك برخورد قاطع بسياري ها را از خوابهاي غفلت شان بيدار سازد.

33 total views, 1 views today

onesignal_meta_box_present:
onesignal_send_notification:

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *