Categories

اعلان

Loading…

و باز هم در مورد فساد اداری | احسان الله ارینزی

بحث ساعت 2 – 3 بعد از ظهر روز شنبه 8 جنوری 2018، برنامه هفتگی (زیر آسمان کبود – تر شنه آسمان لاندې) رادیو آزادی، به موضوع رشوه ستانی بیسابقه در افغانستان و راههایی احتمالی مقابله و جلوگیری از آن اختصاص داده شده بود.

گرداننده گان بحث آقایان څاروان و ظریف نظر و مهمانان برنامه داکتر رمضان بشردوست وکیل کابل در ولسی جرگه، سید مظفر شاه مظفر رییس اداری کمیته مستقل مشترک نظارت و ارزیابی مبارزه علیه فساد اداری و داکتر نجیب دانش سخنگوی وزارت امور داخله بودند.

در جریان بحث تقریباً همه کم و بیش موافق بودند که رشوت، فساد اداری و انواع و اقسام اخاذی های غیرقانونی در افغانستان فعلی در یک مرحله شرم آور قرار دارد و اگر برای ریشه کنی آنها اقدامات عملی صورت نگیرد، این خود یک عامل ادامه جنگ بوده میتواند!

درین برنامه آقای ظریف نظر از رادیو آزادی، که گاهی در جریان مباحث بسیار جدی، فکاهی میگوید و ظرافت میکند، گفت که بیایید مطابق گفته بیرونی ها، از فارمول Name and Shame استفاده نماییم. بدین معنی که رشوه خواران را در رسانه ها افشا کرده و آنها را زیر کوه های از شرم مدفون سازیم تا دگران جرئت رشوه ستانی، فساد اداری و اخاذی های غیرقانونی را از دست دهند!

حاضرین برنامه در جواب گفتند که رشوه خواران فعلی که به برکت جهاد و مقاومت از مصونیت کامل برخوردار هستند و مربی نیز دارند، بحدی چشم سفید، بیشرم و بی حیا شده اند که هیچ نوع حدود شرعی، اخلاقی و قانونی را به رسمیت نمی شناسند و تا جاییکه میتوانند به ثروت های باد آورده خود می افزایند.

من وقتیکه این برنامه جالب رادیو آزادی را می شیندم، قصه رشوه ستانی یک همسایه اسبق یادم آمد که در وقت ریاست جمهوری محمد داوود خان اتفاق افتاده بود و ما باز رشوه خور بیچاره را بچشم نه دیدیم!

قصه ازینقرار است که مامور (م) در سال 1355 هـ – ش بجرم دریافت سه هزار افغانی رشوت، از کسیکه میخواست جدیداً بکار مقرر شود، بدام هیات مختلط شاروالی کابل، څارنوالی و پولیس افتاد. (م) در آنوقت بحیث مامور ذاتیه شاروالی کابل ایفای وظیفه مینمود و تقریباً صلاحیت آنرا داشت تا یگان مامور پایین رتبه، اجیر و مستخدم را استخدام نماید.

دوسیه آقای (م) بزودی با اسناد و شواهد از څارنوالی به محکمه رفت و بعد از طی مراحل قانونی در محاکم ثلاثه، به سه سال حبس تنفیذی محکوم شد.

قصه کوتاه که مامور (م) به محبس دهمزنگ تحویل داده شد تا میعاد حبس خود را در بخش عمومی محبس سپری نماید.

من کم کم یادم می آید که بعضی از خویشاوندان، همسایگان و همکاران مامور صاحب روزهای جمعه ماه های اول حبس، با خریطه های از سیب و توت و چارمغز و انواع و اقسام میوه جات خشک و تازه به محبس میرفتند تا از احوال دوست محبوس خود باخبر شده و اگر کمکی از دست آنها پوره باشد، مضایقه نکنند؛ اما محبوس هر دفعه عذر می آورد و به سرباز موظف میگفت که به پایواز اطلاع دهد که وی مریض است یا خواب است، یا برای نماز جمعه آماده گی میگیرد و بهانه های دگری ازین قبیل که مانع از دیدار محبوس و پایواز میشد. طوریکه بعدها معلوم شد مامور (م) اصلاً نمیخواست که با کسی روبرو شود. او آبروی خود را ریخته فکر میکرد و چشم دیدن کسی را نداشت!!!

به عباره دگر مامور (م) محبوس بودن بخاطر رشوه ستانی را بحدی شرم آور و خجالت آور میدانسته که با کس مقابل شده نمیتوانست!

مامور (م) در سال 1357 تقریباً شش یا هفت ماه قبل از اکمال میعاد حبس، وقتی آزاد شد که حفیظ الله امین و چند وزیر دگر دولت دموکراتیک خلق، دوسیه های هزاران محبوس را در چوک دهمزنگ کابل حریق نمود و بسیاری ها را آزاد ساختند.

مامور (م) وقتیکه از محبس دهمزنگ آزاد شد، بخانه خود در باغبالایی کابل نرفت، از همانجا به کندهار و از آنجا کویته رفت و تا آخر زنده گی همانجا ماند، تا وقتیکه پدرد حیات گفت و جنازه اش را نیز مطابق وصیت خودش در همانجا بخاک سپردند!

قابل تذکر است بعد از آنکه اوضاع امنیتی کابل برهم خورد و جلب و احضار عسکری شروع شد، خانواده (م) نیز به کویته رفت کوچید و اولادها بعد از چند سال با پدر یکجا شدند!

اما اینک تقریباً چهل سال بعد از حادثه مذکور، اوضاع و احوال در افغانستان زیر سایه جمهوری اسلامی، بحدی سقوط نموده که زنده گی ساده، فقیرانه و حلال باعث شرم و آبروریزی بوده، حرام بر حلال چربی میکند و حرام خور و رشوه خور و غاصب دارایی های شخصی و عامه، اختطاف چی، زورگو، قلدر، تفنگی وفاسد اداری و اخلاقی در صدر مجلس می نشیند و به ریش کسانیکه شرافتمندانه زنده گی میکنند، میخندد و افاده میفروشد!

به همین خاطر در برنامه زیر آسمان کبود رادیو آزادی گفته شد که فارمول Name and Shameدرینجا کار نمی کند و باید بفکر یک علاج قانونی و سراسری شد تا مردم بیچاره افغانستان ازین عذاب عظیم رهایی یابند!   

32 total views, 1 views today

1 comment

  1. ا.تندر Reply

    آرینزی صاحب!
    تربیت و تریننګ آی اس آی تا حدی عمیق وشرپسند است که کبار مفسدین نه به محور اسلام جمع می شوند ونه به محور منافع ملی، وبا فساد میلیارد دالری و دیده درآیی کامل می ګویند ما در حکومت یکطرف قضیه (خورد و برد) هستییم بګذارید هر رکن ما میلیاردر شود که در تاریخ فساد بی سابقه می باشد وای بر خادم المفسدین
    از حکایت تان واضح می شود که آدمیت در چه حدی سقوط کرده و باید برای پالیدن آدم خادم و کار آمد به ګفته مولانا باید چراغ بدست ګرفت ، پالیدوپالید تا آدم یافت ووالله اعلم
    مګر میګویند که اولاد حرام خواران ومفسدین تا هفت پشت(نسل) فاسد و تعلیم یافتګان بی تربیه خواهند بود و همین حالا اولین و بزرګترین دشمن ملت ما فساد با ابعاد وسیعش می باشد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *